فصل اقتصاد - علیرضا شهبازی مدیر ارتباطات تجاری گروه مالی فیروزه در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا) قرار داده، با اشاره به تغییر الگوهای صنعت انرژی جهان، به بررسی روند عبور این صنعت از مرحله گذار و ورود به مرحله پیچیده مالی پرداخته است.
به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)، علیرضا شهبازی مدیر ارتباطات تجاری گروه مالی فیروزه در این یادداشت نوشت:
صنعت انرژی جهان در حال تجربه یک تغییر پارادایم عمیق است. «گذار انرژی» (Energy Transition) که پیشتر تنها یک چالش فنی و مهندسی محسوب میشد، امروز به یک «بازی مالی» پیچیده تبدیل شده است. گزارشهای جدید «آژانس بینالمللی انرژی» (IEA) و «آیرینا» (IRENA) به وضوح نشان میدهند موفقیت در این حوزه، نه تنها در گرو راندمان پنلهای خورشیدی یا توربینهای بادی، بلکه در گرو استراتژیهای هوشمندانه «مدیریت دارایی» و بهکارگیری ابزارهای نوین «تأمین مالی» است.
در دهههای گذشته، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، بهویژه نیروگاههای خورشیدی، عمدتاً به عنوان یک پروژه مهندسی، عمرانی و فنی دیده میشد. تمرکز اصلی مدیران بر خرید پنل باکیفیت، نصب بهینه و اتصال فنی به شبکه بود. اما امروز در سطح جهان و ایران، یک تغییر نگرش بنیادی رخ داده است: احداث نیروگاه تنها نیمی از مسیر است؛ نیمه دوم و سرنوشتساز، «مدیریت مالی و مدیریت دارایی در حوزه انرژی» (Energy Asset Management) است.
چرا ساخت نیروگاه خورشیدی بهتنهایی کافی نیست؟
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، ساختاری کاملاً متفاوت از صنایع سنتی دارد. در این پروژهها، بخش عمده هزینهها در ابتدا (CAPEX بالا) پرداخت میشود و هزینههای جاری عملیاتی (OPEX) بسیار ناچیز است. این ویژگی، نیروگاههای خورشیدی را به جای یک کارخانه صنعتی سنتی، به یک «ابزار مالی با درآمد مستمر و طولانیمدت» تبدیل میکند.
اگر یک نیروگاه پس از ساخت به شکل سنتی رها شود و داراییهای آن بهصورت پویا مدیریت نشوند، با چالشهای اساسی روبهرو خواهد شد:
ریسک نوسان درآمد و نقدشوندگی: با تغییر قوانین خرید برق و نوسان قیمتها در بازار، درآمدهای پیشبینیشده ممکن است محقق نشوند.
قفل شدن سرمایه توسعهدهنده: سرمایهگذار کل نقدینگی خود را در پروژه اول قفل میکند و توان ساخت پروژههای بعدی را از دست میدهد.
عدمالنفع ناشی از ناکارآمدی فروش: بدون استراتژی بهینه، برق تولیدی به ارزانترین قیمت یا با بیشترین تأخیر در وصول مطالبات فروخته میشود.
اینجاست که «مدیریت دارایی در حوزه انرژی» وارد میدان میشود تا از طریق ابزارهای مالی و معاملاتی، ارزش ترازنامه نیروگاه را به حداکثر رسانده و جریان نقدی آن را پایدار و پیشبینیپذیر کند.
مدلهای جهانی: فراتر از تأمین مالی سنتی
شرکتهای پیشرو در صنعت انرژی، دیگر منتظر تسهیلات بانکی سنتی نمیمانند. آنها از جعبهابزاری استفاده میکنند که انرژی را به یک «دارایی مالی» قابلمعامله تبدیل کرده است:
1. مدل YieldCo (شرکتهای بازدهمحور): توسعهدهندگان، نیروگاههای بهرهبرداریشده و کمریسک خود را در قالب ساختارهای بورسی مجزا عرضه میکنند تا ضمن آزادسازی نقدینگی، سود سهام پایداری را برای سرمایهگذاران ریسکگریز (مانند صندوقهای بازنشستگی) فراهم کنند.
2. اوراق بهادارسازی داراییها ( ABS ): قراردادهای فروش برق کوچکمقیاس (مانند پشتبامهای خورشیدی) بستهبندی شده و در قالب اوراق بهادار در بازار سرمایه عرضه میشوند. این روش، نقدشوندگی پروژههای خرد را به شدت افزایش میدهد.
3. تأمین مالی جمعی ( Crowdfunding ): پلتفرمهایی که به مردم عادی اجازه میدهند بهصورت خرد در مالکیت یا تأمین مالی نیروگاههای محلی مشارکت کنند؛ مدلی که علاوه بر دموکراتیزه کردن سرمایه، پذیرش اجتماعی پروژهها را نیز ارتقا میدهد.
4. قراردادهای دوجانبه شرکتی ( Corporate PPA ): شرکتهای بزرگ، به جای خرید برق از شبکه، مستقیم با تولیدکنندگان تجدیدپذیر قراردادهای بلندمدت امضا میکنند. این کار ریسک نوسان قیمت را برای نیروگاه حذف و ارزش پروژه را برای سرمایهگذار تضمین میکند.
نقطه عطف ایران: از خرید تضمینی به «تابلو سبز»
در ایران، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر وارد فصل جدیدی شده است. هدفگذاری برنامه هفتم توسعه برای تأمین 60 درصد برق از طریق «تابلو سبز بورس انرژی»، یک تغییر جهت استراتژیک است. پیش از این، مدل «خرید تضمینی» (PPA) با وجود امنیت، به دلیل چالشهای پرداخت، جذابیت سرمایهگذاری را محدود کرده بود. اما اکنون مدیران پروژههای انرژی در ایران باید از «مدیر فنی» به «معاملهگر انرژی» (Energy Trader) تغییر نقش دهند.
فرصتهای پیش روی توسعهدهندگان ایرانی:
مدیریت سبد فروش: نیروگاهها دیگر محدود به یک خریدار دولتی نیستند. آنها میتوانند بخشی از تولید خود را در بازار لحظهای و بخشی دیگر را در قراردادهای دوجانبه با صنایع سنگین بفروشند تا ریسک قیمتی خود را پوشش دهند (Hedging).
ابزارهای بورسی: استفاده از «اوراق سلف استاندارد موازی برق سبز» به توسعهدهندگان اجازه میدهد پیش از تکمیل پروژه، نقدینگی مورد نیاز را از بازار سرمایه جذب کنند.
صندوقهای پروژه: تبدیل نیروگاههای عملیاتی به صندوقهای پروژه در بورس، راهکاری است که میتواند سرمایههای سرگردان را به سمت داراییهای مولد انرژی هدایت کند. که در این خصوص باتوجه به نیاز کشور سازمان بورس و اوراق بهادار مجوز اولین صندوق پروژه حوزه انرژیهای تجدید پذیر را صادر نمود و صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی با نماد سولار به عنوان اولین نمونه موفق پذیرهنویسی شد.
نقشه راه مدیریتی: سه گام حیاتی
گزارشهای جهانی نشان میدهد که در سال 2023، چین و اقتصادهای پیشرفته 90 درصد جریان سرمایه انرژی پاک را به خود اختصاص دادهاند. سهم سایر کشورها، از جمله خاورمیانه، با وجود پتانسیل بالای تابشی، همچنان با ظرفیتهای واقعی فاصله دارد. برای پر کردن این شکاف در ایران، سه اقدام ضروری است:
1. تغییر نقش مدیران نیروگاه: مدیران نیروگاههای خورشیدی باید از ناظران فنی صرف، به «مدیران دارایی و معاملهگران انرژی» تبدیل شوند. مدیریت سبد فروش، بهینهسازی قراردادها و مدیریت ریسک، بازدهی مالی پروژهها را تضمین میکند.
2. تسهیل ساختار صندوقهای پروژه خورشیدی: بازار سرمایه ظرفیت بالایی برای پذیرهنویسی صندوقهای پروژه دارد. این ابزار به مردم اجازه میدهد به جای بازارهای غیرمولد، در داراییهای واقعی و تضمینشده نیروگاهی سرمایهگذاری کنند.
3. کاهش وابستگی به بودجههای دولتی: تنها راه نجات شبکه برق کشور از ناترازی، فعالسازی سرمایههای خرد مردمی از طریق ابزارهای نوین مدیریت دارایی است.
نتیجهگیری
تحلیل دادههای بینالمللی نشان میدهد کشورهایی در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر موفق بودهاند که ابزارهای مالی را در خدمت این بخش قرار دادهاند. در دنیای امروز، «مدیریت دارایی» هنر تبدیل کردن نور خورشید به جریان نقدی پایدار و ریسکسنجیشده است؛ هنری که جای خالی آن در سبد استراتژیک شرکتهای انرژی ایران بهشدت احساس میشود.
صنعت انرژی در ایران در حال عبور از دوره «ساختوسازهای دستوری» به سمت «بازار رقابتی» است. نیروگاههایی که بتوانند مدل کسبوکار خود را با ابزارهای نوین مالی تطبیق دهند، در سالهای پیش رو برندگان اصلی بازار خواهند بود.