چهارشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۵
روزنامه های اقتصادی

تحول فلسفه مالکیت

فصل اقتصاد - دکتر مریم ملکی* قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را باید یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق خصوصی ایران در دهه‌های اخیر دانست. اهمیت این قانون صرفا در ایجاد تکالیف جدید برای اشخاص، دفاتر اسناد رسمی یا مشاوران املاک خلاصه نمی‌شود. این قانون از یک تغییر عمیق‌تر در نگرش قانون‌گذار به مفهوم مالکیت، امنیت حقوقی و شیوه انتقال و اثبات حقوق عینی حکایت دارد. بخش قابل‌توجهی از مباحث پیرامون این قانون تاکنون بر آثار اجرایی آن متمرکز بوده است؛ از جمله محدود شدن اعتبار اسناد عادی، توسعه سامانه‌های ثبت الکترونیک و الزامات جدید نقل‌وانتقال املاک. با این‌ حال، اهمیت واقعی قانون الزام در مبانی نظری آن نهفته است. این قانون را می‌توان نشانه‌ای از گذار تدریجی نظام حقوقی ایران از «حاکمیت اراده» به «حاکمیت ثبت» در حوزه اموال غیرمنقول دانست؛ گذاری که آثار آن فراتر از حقوق ثبت بوده و بر امنیت سرمایه‌گذاری، شفافیت اقتصادی و نظم حقوقی جامعه تاثیر خواهد گذاشت.
  بزرگنمايي:

فصل اقتصاد - دکتر مریم ملکی* قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را باید یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق خصوصی ایران در دهه‌های اخیر دانست. اهمیت این قانون صرفا در ایجاد تکالیف جدید برای اشخاص، دفاتر اسناد رسمی یا مشاوران املاک خلاصه نمی‌شود. این قانون از یک تغییر عمیق‌تر در نگرش قانون‌گذار به مفهوم مالکیت، امنیت حقوقی و شیوه انتقال و اثبات حقوق عینی حکایت دارد. بخش قابل‌توجهی از مباحث پیرامون این قانون تاکنون بر آثار اجرایی آن متمرکز بوده است؛ از جمله محدود شدن اعتبار اسناد عادی، توسعه سامانه‌های ثبت الکترونیک و الزامات جدید نقل‌وانتقال املاک. با این‌ حال، اهمیت واقعی قانون الزام در مبانی نظری آن نهفته است. این قانون را می‌توان نشانه‌ای از گذار تدریجی نظام حقوقی ایران از «حاکمیت اراده» به «حاکمیت ثبت» در حوزه اموال غیرمنقول دانست؛ گذاری که آثار آن فراتر از حقوق ثبت بوده و بر امنیت سرمایه‌گذاری، شفافیت اقتصادی و نظم حقوقی جامعه تاثیر خواهد گذاشت.

نظام حقوق مدنی ایران، همانند بسیاری از نظام‌های حقوقی متاثر از حقوق فرانسه، بر اصل حاکمیت اراده استوار شده است. مطابق این اصل، اشخاص آزادند درباره روابط حقوقی خود تصمیم بگیرند و توافق آنان، مادام که مخالف قانون نباشد، منشأ ایجاد آثار حقوقی خواهد بود. مواد 10، 183، 190، 196، 219 و 339 قانون مدنی نیز تجلی همین نگرش هستند. بر اساس این مبنا، قراردادها اصولا رضایی‌اند؛ یعنی برای ایجاد آنها تشریفات خاصی لازم نیست و توافق اراده‌های طرفین کفایت می‌کند. در نتیجه، عقد بیع با توافق فروشنده و خریدار بر مبیع و ثمن تحقق می‌یابد و آثار آن از همان زمان تراضی ایجاد می‌شود. این نگرش برای سال‌های طولانی بر معاملات اموال غیرمنقول نیز حاکم بود. هرچند قوانین ثبتی از ابتدای قرن حاضر به‌ تدریج جایگاه سند رسمی را تقویت کردند، اما در عمل اسناد عادی همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای در نقل‌وانتقال املاک داشتند.
در واقع، نظام حقوقی ایران برای دهه‌ها با نوعی دوگانگی مواجه بود؛ از یک‌سو حقوق مدنی که توافق طرفین را منشأ اصلی ایجاد حق می‌دانست و از سوی‌ دیگر حقوق ثبت که بر لزوم ثبت رسمی تاکید داشت. این دوگانگی نه‌تنها موجب پیچیدگی دعاوی حقوقی شده بود، بلکه زمینه‌ساز نوعی نااطمینانی در معاملات و افزایش هزینه‌های مبادله شده بود. ناکارآمدی‌های همین نظام دوگانه بود که ضرورت اتخاذ رویکردی نوین را ایجاب می‌کرد؛ رویکردی که بتواند ضمن حفظ کارکردهای اصل حاکمیت اراده، نظم و شفافیت لازم را به حوزه معاملات غیرمنقول بازگرداند. قانون الزام به ثبت رسمی، پاسخ قانون‌گذار به همین ضرورت است.
تفکیک «ایجاد حق» از «قابلیت استناد به حق»
قانون الزام در پاسخ به ناکارآمدی‌های نظام دوگانه پیشین، راهکاری بنیادین ارائه داده است. فلسفه اصلی این قانون آن است که در حوزه اموال غیرمنقول، صرف توافق خصوصی اشخاص برای ایجاد آثار کامل حقوقی کافی نیست و ثبت رسمی باید به‌عنوان بخشی ضروری از نظام شناسایی و حمایت از حقوق مالکیت ایفای نقش کند. این تحول به معنای کنار گذاشتن اصل حاکمیت اراده نیست. گاه چنین تصور می‌شود که قانون جدید اعتبار قراردادهای خصوصی را از میان برده یا اصل رضایی بودن قراردادها را نفی کرده است؛ حال‌ آنکه چنین برداشتی با ساختار حقوقی قانون سازگار نیست. آنچه تغییر کرده، نه اصل اعتبار توافق، بلکه جایگاه آن در برابر اشخاص ثالث و نظام عمومی شناسایی مالکیت است.
قانون‌گذار میان «ایجاد رابطه قراردادی» و «شناسایی و حمایت از حق در نظام حقوقی» تفکیک قائل شده است. اراده همچنان مبنای ایجاد تعهدات قراردادی میان طرفین است؛ اما در حوزه اموال غیرمنقول، ثبت رسمی به شرط لازم برای برخورداری از حمایت کامل حقوقی و قابلیت استناد در برابر دیگران تبدیل می‌شود. در این چارچوب، حق صرفا محصول توافق خصوصی نیست، بلکه باید در نظام رسمی ثبت نیز انعکاس پیدا کند تا بتواند آثار کامل خود را در عرصه عمومی ایجاد کند. این تفکیک، هرچند در ظاهر یک تغییر شکلی به نظر می‌رسد، اما در واقع مبنایی برای تحولات عمیق‌تر در مفهوم امنیت حقوقی و کارآیی اقتصادی فراهم می‌آورد. تفکیک مذکور در قانون الزام، مقدمه‌ای برای تحقق هدفی والاتر یعنی «امنیت حقوقی» به شمار می‌رود.
امنیت حقوقی زمانی تحقق می‌یابد که اشخاص بتوانند وضعیت حقوقی اموال و روابط خود را با درجه قابل‌قبولی از اطمینان پیش‌بینی کنند. اگر احتمال وجود معاملات پنهان، اسناد عادی غیرقابل‌شناسایی یا ادعاهای معارض وجود داشته باشد، ریسک معامله افزایش یافته و هزینه مبادله بالا می‌رود. به همین دلیل است که اقتصاددانان نهادگرا، از جمله داگلاس نورث، امنیت حقوق مالکیت را یکی از پیش‌شرط‌های توسعه اقتصادی می‌دانند. هرچه نظام مالکیت شفاف‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌تر باشد، هزینه مبادلات کاهش یافته و امکان گردش سرمایه افزایش می‌یابد. در شرایطی که مالکیت واقعی یک ملک لزوما در اطلاعات رسمی منعکس نشده باشد، اشخاص ناچارند علاوه بر بررسی سوابق ثبتی، احتمال وجود توافقات خصوصی، قولنامه‌های عادی و ادعاهای حقوقیِ احرازنشده را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. نتیجه چنین وضعیتی افزایش نااطمینانی، کاهش اعتماد عمومی و گسترش اختلافات قضایی است.
قانون الزام با الزام‌آور ساختن ثبت رسمی، درصدد کاهش همین هزینه‌های مبادله و افزایش قابلیت اتکای اطلاعات مربوط به مالکیت در اقتصاد کشور برآمده است. این رویکرد، امنیت حقوقی را به‌عنوان حلقه اتصال حقوق و اقتصاد، به کانون تحولات حقوق مالکیت تبدیل می‌سازد و زمینه را برای پیامدنظری مهم‌تری فراهم می‌آورد: گذار مالکیت از منزلتی صرفا خصوصی به نهادی با کارکرد عمومی.
از مالکیت خصوصی تا نظم عمومی اطلاعات ثبتی
از جمله مهم‌ترین پیامدهای نظری قانون الزام آن است که مفهوم مالکیت را از یک رابطه صرفا خصوصی فراتر می‌برد. در نگاه سنتی، مالکیت عمدتا رابطه‌ای میان مالک و مال محسوب می‌شد؛ اما در نگرش‌های جدید، مالکیت علاوه بر جنبه‌ خصوصی، دارای آثار گسترده اجتماعی و اقتصادی نیز هست. امروزه اطلاعات مربوط به مالکیت املاک مبنای تصمیم‌گیری نهادهای متعدد عمومی و خصوصی از بانک‌ها و موسسات مالی گرفته تا سازمان امور مالیاتی، شهرداری‌ها، دستگاه‌های نظارتی و سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد؛ بنابراین جامعه نیز در شفاف بودن وضعیت حقوقی املاک ذی‌نفع است. قانون الزام را می‌توان بخشی از روند حرکت به‌سوی «عمومی شدن اطلاعات مالکیت» دانست. در چنین الگویی، وضعیت حقوقی املاک باید در یک نظام رسمی، متمرکز و قابل‌اتکا منعکس شود تا اشخاص ثالث بتوانند با اعتماد به اطلاعات ثبت‌شده تصمیم‌گیری کنند. این تحول همچنین زمینه مقابله موثرتر با زمین‌خواری، معاملات معارض، فرار مالیاتی، پول‌شویی و سوءاستفاده از خلأهای اطلاعاتی را فراهم می‌کند. به همین دلیل، قانون الزام صرفا یک قانون حقوق خصوصی نیست، بلکه واجد ابعاد مهم حکمرانی اقتصادی نیز هست.
چالش‌های گذار به نظام ثبت‌محور
با وجود اهمیت مبانی نظری قانون، تحقق اهداف آن در گرو اجرای کارآمد است. تجربه نظام‌های حقوقی مختلف نشان می‌دهد که موفقیت ثبت‌محوری صرفا با وضع قواعد الزام‌آور محقق نمی‌شود. شهروندان زمانی به نظام رسمی ثبت اعتماد می‌کنند که فرآیندهای آن ساده، سریع، کم‌هزینه و در دسترس باشد. این در حالی است که هنوز بخشی از املاک کشور با مشکلات ثبتی، تعارض حدود، فقدان اسناد رسمی یا نواقص کاداستری مواجه هستند. در چنین شرایطی، اجرای موفق قانون مستلزم تکمیل بانک اطلاعات املاک، توسعه زیرساخت‌های الکترونیک، تسهیل خدمات ثبتی و رفع موانع اداری است. آموزش عمومی و آگاهی‌بخشی به شهروندان درباره مزایا و الزامات قانون جدید، از جمله پیش‌نیازهای اساسی برای استقبال جامعه از این تحول به شمار می‌رود. به‌موازات آن، تقویت همکاری میان قوه قضائیه، سازمان ثبت اسناد و املاک، دفاتر اسناد رسمی و مشاوران املاک، می‌تواند زمینه‌ساز گذاری روان از نظام سنتی به نظام نوین ثبت‌محور باشد. قانون بدون زیرساخت‌های اجرایی مناسب، نه‌تنها به اهداف خود نخواهد رسید، بلکه ممکن است به بحران‌های جدیدی در عرصه حقوق ثبت و معاملات غیرمنقول منجر شود.
ازاین‌رو، قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را نباید صرفا یک اصلاح آیینی در حقوق ثبت قلمداد کرد. این قانون بیانگر تحولی در نگرش قانون‌گذار به حقوق مالکیت است؛ تحولی که در آن، ثبت رسمی از یک تشریفات اداری فراتر رفته و به بخشی از سازوکار شناسایی و حمایت از حقوق مالکیت تبدیل می‌شود. در این چارچوب، امنیت حقوقی به‌عنوان حلقه اتصال حقوق خصوصی و کارآیی اقتصادی، جایگاهی محوری می‌یابد و شفافیت اطلاعات مالکیت به یکی از الزامات نظم عمومی اقتصادی بدل می‌شود؛ تحولی که در صورت اجرای موفق، می‌تواند نقطه عطفی در بازآرایی نظام مالکیت و اعتماد عمومی به نهاد ثبت در ایران باشد. باید منتظر آینده نشست.
* مدرس دانشگاه


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل اقتصاد

آخرین اخبار