شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
اقتصادی

چرا ثروتمندان برای ورود به این کلوپ التماس می‌کنند؟

در ستایش «نه» گفتن

فصل اقتصاد - یک حقیقت پنهان در دنیای بازاریابی هست که کمتر کسی شجاعت گفتگو درباره‌اش را دارد؛ بیشتر برندها، استراتژی‌های خود را بر پایه‌ ترس بنا می‌کنند.
  بزرگنمايي:

فصل اقتصاد - یک حقیقت پنهان در دنیای بازاریابی هست که کمتر کسی شجاعت گفتگو درباره‌اش را دارد؛ بیشتر برندها، استراتژی‌های خود را بر پایه‌ ترس بنا می‌کنند.
جلب توجه در دنیای امروز بازی فوق‌العاده گران ‌قیمتی است. بیشتر برندهای بزرگ دنیا بخش عمده‌ای از سرمایه خود را پای بوق و کرنای تبلیغات می‌ریزند؛ از اجاره بیلبوردهای غول‌پیکر اتوبان‌ها گرفته تا ساخت تیزرهای پر زرق‌وبرق و حضور همیشگی در فضای مجازی. در میان این هیاهو، مجموعه‌ای به نام «سوهو هاوس» مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این کلوپ بین‌المللی کمتر از دو درصد از درآمد خود را به تبلیغات سنتی اختصاص می‌دهد! با وجود این سکوت تبلیغاتی، آمارها حکایت از یک اتفاق شگفت‌انگیز دارد؛ لیست انتظار متقاضیان ورود به این مجموعه به رقم باورنکردنی 112 هزار نفر رسیده است. یعنی هزاران نفر، بدون دریافت هیچ‌گونه پیام تبلیغاتی مستقیمی، داوطلبانه در صفی طولانی به انتظار ایستاده‌اند. این موفقیت حاصل یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه از سیستمی هوشمند و دقیق سرچشمه می‌گیرد. ساختار این باشگاه به گونه‌ای طراحی شده که معادله شهرت را دگرگون کند. در این الگو، سوهو هاوس برای جذب مخاطب پافشاری نمی‌کند، غریبه‌ها باید شایستگی خود را جهت عضویت در این جامعه انحصاری اثبات کنند!
شهرت و ثروت کارداشیان برای ورود کافی نیست
در سال 2015 ، تیم جری، مدیر عضویت شعبه‌ی لس‌آنجلس «سوهو هاوس»، جلوی دوربین نشست و با خونسردی اعلام کرد که کیم کارداشیان بارها برای عضویت در این کلوپ درخواست داده و هر بار تقاضایش رد شده است. او حتی اضافه کرد ستاره‌های برنامه‌های عامه‌پسند تلویزیونی و افرادی که صرفاً به خاطر حاشیه‌ها و جنجال‌های رسانه‌ای مشهور شده‌اند، در این فضا پذیرفته نمی‌شوند. این خبر در عرض چند ساعت فضای رسانه‌ای دنیا را تکان داد؛ جادویی که هیچ آژانس تبلیغاتی و هیچ بودجه‌ی کلانی نمی‌توانست اثری شبیه به آن را در بازار خلق کند. البته این رویکرد سرسختانه یک اتفاق گذرا نبود، بلکه از یک سیاست استراتژیک سرچشمه می‌گرفت. سوهو هاوس از همان روزهای نخست دریافت که محصول واقعی‌اش حق عضویت نیست، بلکه «هویت» است. وقتی یک برند بر پایه‌ فروش هویت و سبک زندگی شکل می‌گیرد، رد کردن آدم‌های ناسازگار با آن اتمسفر، به قوی‌ترین ابزار تبلیغاتی‌اش تبدیل می‌شود. این فیلتر محکم، به اعضای داخلی حس خوشایند «برگزیده بودن» را هدیه می‌دهد و برای آدم‌های بیرون از کلوپ، تصویری اصیل و دست‌نیافتنی می‌سازد؛ ارتعاشی که در نهایت هر دو گروه را به صحبت درباره‌ی این برند وادار می‌کند. پشت این سیاست، یک منطق روان‌شناختی دقیق و حساب‌شده قرار دارد. در دنیای تجارت، وقتی محصولی به خاطر محدودیت در تولید کمیاب می‌شود، هر کسی با داشتن پول کافی شانس تصاحب آن را دارد؛ اما وقتی این کمیاب بودن ریشه در انتخاب گزینشی آدم‌ها داشته باشد، ثروت دیگر متضمن ورود نیست. سوهو هاوس با این فرمول، مفهوم کمیابی را از یک موقعیت اقتصادی به یک جایگاه فرهنگی ارتقا داد و همین چرخش هوشمندانه، به قدرتمندترین حرکت بازاریابی‌اش تبدیل شد.
پول هم بلیت ورود نیست!
جالب اینجاست که سوهو هاوس برای حفظ این اتمسفر خاص، در جذب اعضای جدید هم به سراغ روش‌های سنتی نمی‌رود و یک سیستم توصیه اجباری را به کار گرفته است. بر اساس این سازوکار، هر درخواست عضویت باید حتماً از سوی یک عضو فعلی معرفی شود؛ بنابراین اگر متقاضی، معرفی درون کلوپ نداشته باشد، پرونده‌اش وارد چرخه ارزیابی نمی‌شود . این مکانیزم چندین هدف استراتژیک را هم‌زمان محقق می‌سازد. در گام نخست، اعضای مجموعه خودشان بار معرفی و گسترش باشگاه را به دوش می‌کشند؛ اما انگیزه‌ این کار پاداش مالی نیست، بلکه حفظ اعتبار و پرستیژ فردی است. معرفی یک شخص نامناسب، جایگاه خود معرف را در این شبکه به خطر می‌اندازد؛ بنابراین اعضا در انتخاب‌های خود نهایت وسواس را به خرج می‌دهند. از سوی دیگر، فرد تازه وارد از همان ابتدا یک رابطه اجتماعی قوی با شبکه درون باشگاه دارد و به شکل یک فرد غریبه و تنها وارد این فضا نمی‌شود. همین ارتباط اولیه، احتمال ماندگاری و وفاداری او را به کلوپ تا حد زیادی بالا می‌برد. سوهو هاوس با این روش کاری کرده است که حفظ کیفیت و اصالت کلوپ، به یک مسئولیت جمعی تبدیل شود؛ حلقه‌ای همدل که در آن همه اعضا خود را پاسدار خانه‌ای مشترک می‌دانند .
اول آدم‌ها، بعد دیوارها!
حال تصور کنید قصد دارید یک کسب‌وکار جدید یا شعبه‌ای تازه راه‌اندازی کنید؛ مسیر معمول این است که ابتدا به سراغ اجاره ملک، طراحی دکوراسیون و خرید تجهیزات می‌روید و در نهایت چشم به در می‌دوزید تا مشتریان از راه برسند. در کتابچه استراتژی سوهو هاوس، این قاعده کاملاً دگرگون شده است. شاهکار توسعه این مجموعه، برنامه‌ای به نام «شهرهای بدون خانه» است؛ ایده‌ای با منطقی بسیار ساده که هوشمندی عمیقی در پس آن جریان دارد. سوهو هاوس پیش از تصمیم‌گیری برای ساخت یک مقر فیزیکی در هر نقطه از جهان، ابتدا عضویت دیجیتال آن منطقه را فعال می‌کند. با این روش، فعالان حوزه‌های خلاق، هنرمندان و افراد تأثیرگذار آن جغرافیا به شبکه جهانی متصل می‌شوند و در رویدادهای محلی و موقتی کلوپ گرد هم می‌آیند. این گروه در قدم اول سقفی به نام باشگاه فیزیکی بالای سر خود ندارند، اما هسته اولیه یک اجتماع پرشور را شکل می‌دهند. نیک جونز، بنیان‌گذار سوهو هاوس، ارزش این رویکرد را این‌گونه توصیف می‌کند: «برنامه شهرهای بدون خانه یکی از موفق‌ترین پروژه‌های ماست؛ یک شاخص دقیق که پیش‌بینی می‌کند کلوپ فیزیکی ما در آینده چقدر در آن شهر محبوب و پرطرفدار خواهد شد.» دستاورد بزرگ این آینده‌نگری، روز گشایش ساختمان فیزیکی نمایان می‌شود. در همان لحظه افتتاح، یک جامعه منتظر و مشتاق وجود دارد؛ افرادی که از قبل به یکدیگر وصل شده‌اند، هویت مشترکی یافته‌اند و حس تعلق عمیقی به برند دارند. سوهو هاوس با این فرمول، ابتدا اجتماع وفادار خود را می‌سازد و سپس دیوارها و ساختمان را بنا می‌کند.
هنر خلق اشتیاق
رویکرد سوهو هاوس در دنیای رسانه نیز با همین دست‌ فرمان هوشمندانه پیش می‌رود. آن‌ها یک مجله دیجیتال به نام «هاوس نوتز» منتشر می‌کنند که اگر ویترین آن را تماشا کنید، اثری از خودستایی یا آگهی‌های مستقیم برای کلوپ پیدا نخواهید کرد. این رسانه به جای تمرکز بر معرفی شعبه‌ها، به سراغ چیزهایی می‌رود که مخاطب هدفش تشنه آن است؛ گفتگو با معماران برجسته، گزارش‌های دست‌اول از جشنواره‌های هنری، پرتره اعضایی که پروژه‌های خلاقانه و جسورانه دارند، راهنمای گشت‌وگذار در محله‌های نوظهور جهان و البته معرفی کتاب و پوشش رویدادهای فرهنگی. این یعنی تولید محتوایی ناب که هر فعال حوزه خلاق، چه عضو این کلوپ باشد و چه نباشد، با اشتیاق آن را دنبال می‌کند. این استراتژی محتوایی، سوهو هاوس را از قالب یک پاتوق ساده خارج کرده و جایگاهی به عنوان یک مرجع فکری و فرهنگی به آن می‌بخشد. وقتی مخاطب مجله را ورق می‌زند و از خواندن مطالب عمیق آن لذت می‌برد، ناخودآگاه پیوند عاطفی و مثبتی با این نام تجاری برقرار می‌سازد. در واقع، زمانی که او در آینده با فرصت عضویت در کلوپ روبه‌رو می‌شود، از قبل یک ذهنیت بسیار روشن و مشتاق دارد. متخصصان بازاریابی این فرآیند را « آماده‌سازی مخاطب» می‌نامند؛ فرآیندی که سوهو هاوس با خلق ارزش واقعی به آن هویت می‌دهد و مسیرش را از پیام‌های تبلیغاتی تکراری جدا می‌کند .
آنچه آسان به دست آید، خواهان ندارد!
یک حقیقت پنهان در دنیای بازاریابی هست که کمتر کسی شجاعت گفتگو درباره‌اش را دارد؛ بیشتر برندها، استراتژی‌های خود را بر پایه‌ ترس بنا می‌کنند. ترس از اینکه مشتری به سراغ رقیب برود، ترس از اینکه قیمت را کم نکنند و بازار را از دست بدهند و ترس از اینکه کمتر دیده شوند. این ترس مفرط است که آن‌ها را مجبور می‌کند مدام بیلبورد بخرند، تخفیف بدهند و فریاد بزنند که "ما اینجاییم." اما سوهو هاوس در مسیر معکوس این جریان گام برداشت؛ چرا که آن‌ها دریافتند مخاطبان هوشمند امروزی، سیگنال‌های ناشی از ضعف یک برند را به ‌سرعت دریافت می‌کنند و بر اساس یک قاعده‌ کلی، هر چیزی که بیش از حد نیازمند جلوه کند، پرستیژ و جذابیت خود را از دست می‌دهد . در واقع، سوهو هاوس بازاریابی خود را بر پایه‌ی اطمینان کامل بنا کرد؛ اطمینان از اینکه دقیقاً می‌داند چه هویتی دارد، چه مخاطبانی را هدف گرفته و مهم‌تر از همه، چه کسانی را نمی‌خواهد. همین صلابت و اقتدار در ساختار بود که به آن‌ها اجازه داد درهای خود را به روی جریان عامه ببندند، درخواست چهره‌های فوق‌معروفی مثل کیم کارداشیان را رد کنند و فیلترهای سخت‌گیرانه‌ای برای پذیرش اعضا بگذارند. آن‌ها با این رویکرد به کل بازار ثابت کردند که در دنیای خاص و متمایز برندهای لوکس، هر بار که با اقتدار و بر اساس ارزش‌های خود «نه» می‌گویید، ارزش و اعتبار «بله» خود را در ذهن مخاطب چند برابر می‌کنید . شاید راز آن صف 112 هزار نفری پشت درها هم در همین فرمول نهفته باشد؛ آدم‌ها همیشه بیشتر از آنچه دارند، می‌خواهند آنچه را که دسترسی به آن ساده نیست به دست آورند .
لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?80814


آگهی ها
تریبون مردم
خبرنگار افتخاری و شهروند خبرنگار
رتبه‌بندی پایگاه‌های خبری فصل اقتصاد

آخرین اخبار