فصل اقتصاد - حملات اوکراین به زیرساخت انرژی روسیه، معادلات بازار نفت و سوخت جهان را تغییر میدهد.
اقتصادی
یادداشت اقتصادی- امیرحسین تقی پور
جنگ اوکراین در سالهای اخیر وارد مرحلهای شده که دیگر صرفاً نبرد بر سر خطوط مقدم نظامی نیست؛ بلکه به جنگی علیه زیرساختهای حیاتی اقتصاد انرژی تبدیل شده است. گزارش مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد نشان میدهد کییف راهبرد خود را از هدف قرار دادن مسیرهای صادرات نفت روسیه، به سمت ضربه زدن به کل زنجیره ارزش انرژی این کشور تغییر داده است؛ تغییری که پیامدهای آن فراتر از مرزهای روسیه و حتی اروپا، میتواند بازار جهانی فرآوردههای نفتی را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای ابتدایی جنگ، حملات اوکراین عمدتاً متوجه بنادر صادراتی، خطوط لوله، مخازن ذخیره و ایستگاههای پمپاژ بود؛ یعنی زیرساختهایی که مستقیماً انتقال نفت روسیه را هدف قرار میدادند. اما از سال 2024، پالایشگاهها به هدف اصلی تبدیل شدند؛ زیرا ضربه به پالایش، نهتنها درآمدهای نفتی روسیه را کاهش میدهد، بلکه بازار داخلی سوخت این کشور و صادرات فرآوردههای نفتی را نیز تحت فشار قرار میدهد.
بر اساس این گزارش، شدت حملات از اوت 2025 افزایش قابل توجهی پیدا کرده و تنها در پنج ماه، بیش از 50 حمله موفق به پالایشگاهها و حدود 30 حمله به دیگر زیرساختهای نفت و گاز روسیه ثبت شده است. این روند در سال 2026 نیز ادامه یافته و در 25 روز نخست ژوئن، 13 پالایشگاه و 12 تأسیسات دیگر انرژی هدف قرار گرفتهاند.
پالایشگاهها؛ هدفی که بازار جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد
اهمیت این حملات در آن است که اوکراین دیگر صرفاً ظرفیت انتقال نفت روسیه را هدف نمیگیرد، بلکه تلاش میکند توان تبدیل نفت خام به فرآوردههای باارزش مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت را کاهش دهد.
افزایش برد پهپادهای اوکراینی از حدود 600 کیلومتر در ابتدای جنگ به حدود 1750 کیلومتر باعث شده بخش عمدهای از ظرفیت پالایشی روسیه در تیررس قرار گیرد. علاوه بر این، نوع اهداف نیز تغییر کرده است؛ به جای واحدهای ساده، تجهیزات پیچیدهای مانند هیدروکراکرها، هیدروتریترها و ریفورمرها هدف قرار میگیرند؛ تجهیزاتی که تعمیر یا جایگزینی آنها در شرایط تحریم، زمانبر و پرهزینه است.
نتیجه این حملات در آمارهای صنعت پالایش روسیه نیز قابل مشاهده است. از میان 34 پالایشگاه این کشور، 24 پالایشگاه که حدود 81 درصد ظرفیت پالایشی روسیه را تشکیل میدهند، هدف حمله قرار گرفتهاند. در مقطعی از ژوئن 2026 نیز حدود یکسوم ظرفیت پالایش روسیه از مدار خارج شد.
بر همین اساس، خوراک پالایشگاههای روسیه از 4.6 میلیون بشکه در روز به 3.7 میلیون بشکه کاهش یافت؛ سطحی که پایینترین میزان طی 21 سال گذشته محسوب میشود. تولید فرآوردههای نفتی نیز از 5.2 میلیون بشکه پیش از جنگ به حدود 3.8 میلیون بشکه در روز رسیده است. تولید بنزین 24 درصد، سوخت جت 23 درصد و گازوئیل 20 درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است.
بحران سوخت در داخل روسیه
فشار بر پالایشگاهها اکنون از بخش تولید عبور کرده و به بازار داخلی روسیه رسیده است. بر اساس گزارشها، 56 منطقه از 89 منطقه روسیه با کمبود سوخت مواجه شدهاند، در برخی مناطق محدودیت فروش اعمال شده و حتی سقف خرید برای هر خودرو تعیین شده است.
افزایش قیمت عمدهفروشی فرآوردهها نیز نشان میدهد بحران عرضه در حال انتقال به بازار داخلی است؛ بهطوری که قیمتها بین 5 تا 10 درصد افزایش یافته و در برخی مناطق رشد بیشتری ثبت شده است.
دولت روسیه برای کنترل شرایط مجبور شده صادرات برخی فرآوردهها را محدود کند؛ از جمله ممنوعیت صادرات بنزین و محدودیت صادرات سوخت جت. این تصمیم اهمیت زیادی دارد، زیرا روسیه در شرایط عادی روزانه بین 500 تا 750 هزار بشکه گازوئیل صادر میکند.
چرا نفت خام روسیه همچنان صادر میشود؟
با وجود آسیب به پالایشگاهها، صادرات نفت خام روسیه هنوز متوقف نشده است. دلیل آن این است که مسکو بخشی از نفتی را که دیگر امکان پالایش آن وجود ندارد، مستقیماً صادر میکند.
در نیمه نخست سال 2026، صادرات فرآوردههای نفتی روسیه حدود 700 هزار بشکه در روز کاهش یافت، اما صادرات نفت خام حدود 900 هزار بشکه در روز افزایش پیدا کرد. به این ترتیب، روسیه در کوتاهمدت توانسته بخشی از کاهش صادرات فرآورده را با افزایش صادرات نفت خام جبران کند.
اما این راهکار پایدار نیست؛ زیرا اگر حملات به بنادر، خطوط لوله و زیرساختهای صادراتی نیز افزایش یابد، ظرفیت صادرات نفت خام روسیه نیز با محدودیت مواجه خواهد شد.
اثر جهانی؛ فشار بر بازار فرآوردهها
پیامد اصلی این تحولات برای اقتصاد جهانی آن است که نفت خام بهسادگی جایگزین فرآوردههای نفتی نیست. کاهش تولید بنزین، گازوئیل و سوخت جت در روسیه باعث میشود کشورهایی مانند ترکیه، برزیل و کشورهای شمال و غرب آفریقا برای تأمین فرآوردههای جایگزین وارد رقابت بیشتری در بازارهای مدیترانه، آتلانتیک و آسیا شوند.
این شرایط میتواند حاشیه سود پالایشگاهها را افزایش داده و قیمت فرآوردههای نفتی را در سطح بالاتری نگه دارد.
تناقض بزرگ؛ اوکراین در برابر راهبرد انرژی ترامپ
اما در کنار پیامدهای اقتصادی این تحولات، یک تناقض مهم در سطح سیاست انرژی آمریکا قابل مشاهده است. دونالد ترامپ در ماههای اخیر بارها تأکید کرده که یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی او مدیریت بازار انرژی، جلوگیری از جهش قیمت نفت و کنترل هزینه سوخت برای اقتصاد آمریکاست. در چنین شرایطی، هر اقدامی که ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی روسیه را کاهش دهد، میتواند فشار صعودی بر بازار جهانی بنزین، گازوئیل و سوخت جت وارد کند.
از این منظر، تشدید حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، اگرچه از نگاه نظامی با هدف کاهش توان اقتصادی مسکو انجام میشود، اما از نگاه بازار انرژی میتواند خلاف هدف اعلامی ترامپ برای ثبات قیمتها عمل کند.
در شرایط طبیعی، کشوری مانند اوکراین که بخش مهمی از توان نظامی خود را به حمایتهای مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی آمریکا و متحدان ناتو وابسته است، نمیتواند بدون هماهنگی با واشنگتن وارد اقدامی شود که پیامدهای اقتصادی جهانی داشته باشد. به همین دلیل، دو برداشت درباره وضعیت موجود مطرح است.
برداشت نخست این است که این حملات با هماهنگی آمریکا انجام میشود و واشنگتن پذیرفته است که فشار بر روسیه حتی به قیمت افزایش ریسک در بازار انرژی ادامه پیدا کند.
اما برداشت دوم آن است که اوکراین در حال دنبال کردن یک مسیر مستقل است؛ مسیری که در آن کییف منافع امنیتی خود را بر ملاحظات بازار انرژی آمریکا ترجیح میدهد. اگر این فرض درست باشد، یک پیام مهم سیاسی دارد: حتی کشوری مانند اوکراین که وابستگی گستردهای به حمایتهای آمریکا دارد، تا حدی از چارچوب کنترل واشنگتن خارج شده است.
در نهایت، آنچه امروز در بازار انرژی دیده میشود، یک تضاد آشکار میان دو هدف است؛ از یک سو تلاش ترامپ برای مدیریت قیمت انرژی و جلوگیری از شوکهای نفتی، و از سوی دیگر راهبرد اوکراین برای ضربه زدن به زنجیره انرژی روسیه. اینکه کدام یک در نهایت دست بالا را پیدا کند، نهتنها بر آینده جنگ اوکراین، بلکه بر قیمت بنزین، گازوئیل و سوخت جت در اقتصاد جهانی اثر خواهد گذاشت.
انتهای پیام/