فصل اقتصاد - یک کارشناس انرژی هشدار داد اجرای طرح تخصیص یارانه گاز به خانوارها، با وجود ظاهر حمایتی، میتواند به افزایش هزینه دهکهای پایین منجر شود.
ایمان رمضانی، کارشناس انرژی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ایدهی مطرحشده دربارهی تخصیص یارانهی گاز به افراد یا خانوارها را مورد بررسی قرار داد و توضیح داد: این ایده میگوید که ما بیاییم گاز را تخصیص بدهیم به افراد جامعه. مثلاً مقدار مشخصی از مصرف گاز خانگی را تقسیم کنیم به تعداد افراد جامعه و به هر کدام یک مقدار اختصاص دهیم. حالا آن فرد یا خانوار میتواند دو رفتار با این سهمیه داشته باشد؛ یا خودش مصرف کند، یا اینکه در بازاری که پیشبینی خواهد شد، آن را به فروش برساند، چه به مشترکین پرمصرف که یارانهشان کفاف نداده، چه به صنایع و سایر بخشها.» او افزود: «ظاهر اولیهی این ایده شاید بحثهای عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار کمدرآمد را در ذهن برجسته کند. اما نکتهای که وجود دارد این است که همین ایده هم به نوعی افزایش قیمت قابلتوجهی در آن نهفته است. چون شما سهمیهای محدود را بین جامعه توزیع میکنید که طبیعتاً باید از مقدار تقاضا کمتر باشد؛ چون هدف اصلی این طرح مدیریت مصرف است. اگر هر میزانی که تقاضا وجود دارد را ارائه دهید، مدیریت مصرف اتفاق نمیافتد. پس وقتی مقداری کمتر از تقاضا را ارائه میدهید، بازاری که شکل میگیرد، قیمتهای بالایی در آن کشف خواهد شد که بستگی به میزان گاز یارانهایِ تخصیصیافته دارد. بنابراین گرانسازی حتماً در آن وجود دارد و ممکن است اعداد قابلتوجهی در این بازار کشف شود.
افسانهی پرمصرفیِ دهکهای بالا؛ آنچه آمار مرکز پژوهشها نشان داد
رمضانی در ادامه با طرح این پرسش که طبیعتاً پرمصرفهای ما آدمهای بالای شهر هستند که استخر و سونا و ویلا دارند و این سیاست انگار دارد یارانه را از پولدارها میگیرد و به فقرا و روستاییها میدهد، گفت: این گزاره یک پایهی مهم این ایده است که حالا شاید در حوزههای تصمیمسازی هم نزدیک شده. مطالعهای در مرکز پژوهشها انجام شده که ببینیم این گزاره چقدر دقیق است. ما آمار تمام قبوض گاز را تحلیل کردیم و آن را با دهکِ درآمدیِ مصرفکننده ارتباط دادیم؛ یعنی رفتیم دهکِ کسی که قبض را پرداخت کرده را بررسی کردیم تا مقایسهای بین میزان مصرف و دهک درآمدی داشته باشیم. نتیجه واقعاً جالب بود. نه تنها دهکهای درآمدِ بالا مصرفِ قابلتوجهِ زیادی نداشتند، بلکه برعکس، دهکهای کمدرآمد را حتی با مصرفِ بیشتری مشاهده کردیم. به عبارت دیگر یا دهکها تقریباً مساوی هستند، یا اینکه دهکهای کمدرآمد مصرف بیشتری دارند. بنابراین کلیات آن گزاره و فرض فروپاشیده و درست نیست. البته وقتی خیلی ریزتر شدیم، در یکدهم درصد مشترکینِ پرمصرف، الگویی دیدیم که سطح بالایی دارند؛ اما درصد آنها در بین کل مشترکین بسیار کم است و نمیتوانیم اینها را مبنای تصمیمگیری قرار دهیم.
دلیل مصرف بالای دهکهای پایین؛ تجهیزات غیربهینه و محیط مسکونی
رمضانی در تحلیل دلیل این پدیده گفت: مهمترین علت برمیگردد به محیط مصرف و تجهیزات. فردی که درآمدش کمتر است، معمولاً تجهیزات غیربهینهای برای گرم کردن خانه دارد؛ سیستم گرمایشی استاندارد ندارد، شیشههای دوجداره استفاده نمیکند و کیفیت ساختمان پایینتر است. این موضوع خودش را در مصرفِ بهازایِ هر متر مربع نشان میدهد. ما این را هم بررسی کردیم و دیدیم کاملاً درست است؛ هر چه دهک درآمدی بالاتر باشد، مصرف به ازای متر مربع ساختمان کمتر است که نشان میدهد فرد با درآمد بالاتر، هم ساختمانش از نظر انرژی بهینهتر است و هم تجهیزاتش.
وی هشدار داد:اگر این ایده در شرایط فعلی اجرا شود، فردی که ساختمان و تجهیزات غیربهینه دارد، نمیتواند خودش را بهسادگی با شرایط جدید وفق دهد؛ چون مصرفی که انجام میداده، طبیعتِ محیط زندگیاش بوده است. اگر قیمت را هم گران کنید، این تقاضا همچنان برایش وجود خواهد داشت و نمیتواند مصرفش را کم کند. پیامد آن، قبضهای میلیونیِ وصولنشده است؛ چون سطح درآمدش را ندارد و نمیتوانیم تعداد زیادی مشترک را به خاطرِ عدم پرداخت قبوض، گازشان را قطع کنیم. این موضوع کل قضیه را زیر سؤال میبرد.
او افزود: مشترکینی که درآمد خوبی دارند و میتوانند پرداخت کنند، پرداخت میکنند. اما قشر زیادی با درآمد کم، هزینهی گازِ قابلتوجهی خواهند داشت که نه تنها درآمدی برایشان ایجاد نمیشود، بلکه قبضهای سنگینی هم باید پرداخت کنند و کل ایده با شکست مواجه میشود. البته درصد محدودی که پتانسیل صرفهجویی دارند، میتوانند سود کنند، اما با توجه به اطلاعات موجود، درصدشان از کل مشترکین کم است.
مدیریت مصرف گاز؛ تلفیق اصلاح تدریجی قیمت با سیاستهای غیرقیمتی
رمضانی با تأکید بر اینکه مسألهی اصلی، مدیریت مصرف گاز خانگی است، گفت: آمارها و پارامتر شدت انرژی و مقایسهی مصرف خانگی ما با بقیهی دنیا، همه تأکید دارند که ما گاز را غیربهینه مصرف میکنیم؛ این شکی نیست. برای کاهش مصرف، حتماً کارهای قیمتی مؤثر است، اما با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و وضعیت درآمدی خانوارها، باید ابزارهای غیرقیمتی را هم جدی بگیریم.
وی توضیح داد: «صرفاً تکیه بر ابزارهای قیمتی کار اشتباهی است و جواب نمیدهد. تا یک حدی میتوان با قیمت فشار آورد، اما از جایی به بعد یا منجر به واکنشهای شدید اجتماعی میشود، یا عدم وصول قبضها که کل سیاست را زیر سؤال میبرد. بنابراین ضمن اصلاح تدریجی تعرفه با شیب ملایم، باید پیشبینیهایی برای اصلاح تجهیزات و محیط مصرف مشترکین داشته باشیم؛ چون فردی که خانهاش غیراستاندارد است، هرچقدر هم سعی کند، تا حد منطقیای میتواند مصرف را کم کند و از جایی به بعد، انگیزهی فردی یا فرهنگ مصرف کافی نیست.
این کارشناس در پایان به طرحهای جایگزین اشاره کرد و گفت: «دولت ایدههایی مثل "کارور های انرژی" را دنبال میکند که باید تقویت شود؛ مثلاً شرکتهای صلاحیتدار پروژههای صرفهجویی را اجرا کنند و گواهیِ صرفهجویی دریافت کنند و در بازار بینستادیِ گاز عرضه کنند. همچنین خود مردم بتوانند با صرفهجویی، گواهیهایشان را بفروشند. اینها راهکارهای غیرقیمتیِ مدیریت مصرف هستند. اما دربارهی تخصیص یارانهی گاز به فرد در بخش خانگی، با توجه به شرایط فعلی، معتقدم این تصمیم اشتباهی است، هرچند ظاهر زیبایی داشته باشد. باید در حوزهی قیمتی، سیاستهای پلکانی و اصلاح تدریجی را پیش ببریم و بهموازات آن، سیاستهای غیرقیمتی را خیلی جدی پیگیری کنیم.»