فصل اقتصاد - بخشهایی از زنجیره تولید انرژیهای بادی در جهان، سریعتر و بخشهایی کندتر حرکت میکند.
اقتصادی
گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم ؛ رضا احسانی __ در تحلیلهای اقتصادی، همواره یک قاعده نانوشته وجود دارد: «تقاضا میتواند یک شبه ایجاد شود، اما عرضه سالها زمان میبرد». صنعت باد فراساحلی نیز در دهه پیش رو با این حقیقت تلخ مواجه است. در حالی که اهداف سیاسی برای چهار برابر کردن ظرفیت تا سال 2035 تعیین شده است، زنجیره تأمین __ از کشتیهای نصبکننده تا کارخانههای تولید توربین __ قادر به همگامی با این سرعت نیست. این بخش بر اساس آمارهای رسمی، به کالبدشکافی گلوگاههای ساختاری زنجیره تأمین میپردازد و نشان میدهد که چرا سرمایهگذاری فوری در بنادر، کشتیها و کارخانهها، پیششرط بقای صنعت در دهه پیش رو است.
بیشتر بخوانید
+ گشایش پرونده "اقتصاد آبی" در خبرگزاری تسنیم
+ ضرورت ورود به انرژی باد فراساحلی
+ نگاه راهبردی جهان به انرژی باد فراساحلی
+ بازار جهانی بادهای فراساحلی در 2025
+ دهه انفجار ظرفیت انرژی باد فراساحلی جهان تا 2035
+ اروپا؛ زادگاه باد فراساحلی در دوراهی رکود و رهبری
+ استراتژی آینده چین در انرژی بادی
+ هوش مصنوعی و دیجیتالیسازی در انرژی باد فراساحلی
کشتیهای نصب (WTIV)
مهمترین چالش زنجیره تأمین، کمبود کشتیهای تخصصی نصب توربین (WTIV) است. بر اساس گزارش انجمن انرژی بادی اروپا (WindEurope)، "در حال حاضر حدود 80 کشتی در ساخت و نصب مزارع بادی فراساحلی در اروپا فعال هستند. با این حال، تنها پنج کشتی از این تعداد میتوانند توربینهای بزرگ 14-15 مگاواتی مورد استفاده در جدیدترین پروژهها را مدیریت کنند." (WindEurope 2024, p. 42) این گزارش در ادامه هشدار میدهد: "بیشتر توربینهایی که در اواخر دهه نصب خواهند شد، از این اندازه یا بزرگتر خواهند بود. تعداد محدودی کشتی نیز قادر به نصب زیرساختهای بزرگ، مانند پستها و پلتفرمهای مبدل، در مزارع بادی فراساحلی هستند." (همان)
این کمبود، یک گلوگاه بحرانی ایجاد کرده است. زمان تحویل (Lead Time) کشتیهای جدید 2 تا 3 سال است. "کشتیهای جدید 2 تا 3 سال زمان نیاز دارند، که این موجب میشود ارزیابی نیازهای ظرفیت جهانی در سالهای آینده ضروری و حیاتی باشد. سرمایهگذاری کافی در کشتیهای جدیدی که قادر به نصب بزرگترین توربینها و زیرساختهای شبکه باشند، برای جلوگیری از تأخیر پروژه ضروری خواهد بود." (همان)
علاوه بر کمبود تعداد، محدودیت جغرافیایی نیز وجود دارد. گزارش فوق خاطرنشان میکند: "عرضه کشتی نیز تحت تأثیر تقاضای جهانی است. در ماههای زمستان اروپا، که شرایط دریایی دشوار نصب توربین را تقریباً غیرممکن میکند، کشتیها اغلب به بازارهای نیمکره جنوبی منتقل میشوند. رشد بازارهای دیگر، مانند آمریکا، میتواند در آینده بر دسترسپذیری کشتی برای اروپا تأثیر بگذارد." (همان)
بنادر: گلوگاهی با طولانیترین زمان توسعه
اگر کشتیها را قلب زنجیره تأمین بدانیم، بنادر بهمثابه شریانهای حیاتی آن خواهند بود. بر اساس تحلیل انجمن انرژی بادی اروپا، این قاره در حال حاضر ظرفیت بندری کافی برای پشتیبانی از نصب تا سال 2028 را دارد. گزارش این انجمن تصریح میکند: "در وضعیت فعلی، ما معتقدیم که ظرفیت بندری کافی در اروپا برای خدماتدهی به ساخت تا سال 2028 وجود دارد. اما تا سال 2029 انتظار میرود نرخ برنامهریزیشده نصب، حتی با در نظر گرفتن توسعههای جدید، از ظرفیت بندری فراتر رود." (همان) مشکل اصلی در این زمینه، زمان طولانی توسعه بنادر است. گزارش فوق اشاره میکند: "گسترش بنادر معمولاً 6 تا 10 سال از مجوز تا بهرهبرداری طول میکشد. این امر سرمایهگذاریها را در اسرع وقت ضروری میکند تا تأخیرهای احتمالی به حداقل برسد." (همان)
نمونههایی از سرمایهگذاریهای پیشدستانه نیز وجود دارد. شورای جهانی انرژی بادی (GWEC) اشاره میکند: "دولت ویکتوریا در استرالیا در بودجه مه 2026، مبلغ 124.5 میلیون دلار استرالیا (88.7 میلیون دلار آمریکا) را برای پیشبرد توسعه پایانه انرژی تجدیدپذیر ویکتوریا در بندر هاستینگز اختصاص داد." (GWEC 2026, p. 55) این سرمایهگذاری، یک سیگنال مثبت به صنعت است، اما برای پر کردن شکاف ظرفیت بندری در اروپا، نیاز به اقدامات بسیار گستردهتری است.
کارخانههای تولید: شکاف ظرفیت و تمرکز جغرافیایی
در بخش تولید، صورتبندی مسئله پیچیدهتر است. به نکات زیر توجه کنید:
ظرفیت تولید کنونی :
باد خشکی: آژانس بینالمللی انرژی (IEA)اشاره میکند: "در سال 2024، ظرفیت تولید جهانی برای اجزای کلیدی توربین بادی __ ناسل، پره و برج __ به 210-230 گیگاوات برای باد خشکی و 50-70 گیگاوات برای باد فراساحلی رسید. برای باد خشکی، این دو برابر نصبهای ناخالص واقعی سال 2024 است که نشاندهنده مازاد عرضه قابل توجه است. وضعیت مازاد عرضه در بخش فراساحلی حتی بیشتر هم هست." (IEA 2025, p. 90) باد فراساحلی: گزارش آژانس میافزاید: "در بخش فراساحلی، ظرفیت نصبشده برای محدودترین بخش زنجیره تأمین __ برجها __ تا چهار برابر نصبهای سالانه بوده است." (همان) تمرکز جغرافیایی خطرناک :
این گزارش تصریح میکند: "چین بزرگترین قطب تولید جهانی برای توربینهای بادی خشکی و فراساحلی باقی میماند. این کشور حدود 70-80٪ از تولید پره جهانی، 45-50٪ از تولید برج و حدود 70٪ از ظرفیت مونتاژ ناسل را به خود اختصاص داده است. خارج از چین، همگام با تأسیسات تولید برج قابل توجه در ویتنام، کره و ترکیه، ظرفیت تولید قابل توجه در اتحادیه اروپا، ایالات متحده، هند و برزیل متمرکز است." (IEA 2025, p. 90-91)
چالش تولید انبوه (Serial Manufacturing):
صنعت باد فراساحلی در حال گذار از تولید پروژهای (Project-based) به تولید انبوه (Serial Manufacturing) است. تحلیل شورای جهانی انرژی بادی این موضوع را اینگونه تحلیل میکند: "در همان زمان، نسل بعدی فناوری باد فراساحلی __ متکی بر توربینهای بیش از 20 مگاوات و فونداسیونهای شناور آینده __ به بازتعریف و به چالش کشیدن الزامات تولید آینده ادامه میدهد. وزن فولاد ساختهشده برای شناور فراساحلی آینده در محدوده 4000 تا 8000 تن متریک (معادل سه یا چند فونداسیون مونوپایل تولیدشده امروز) را در نظر بگیرید، چالش تولید برای آینده تسلط بر تولید انبوه در مقیاس است." (GWEC 2026, p. 4)
این تحلیل میافزاید: "پایه تولید صنعت از نزدیک سیستم توربین فراساحلی نسل بعدی را دنبال میکند که ضمن نیاز به ساخت اجزای بزرگتر، رویکردهای کاملاً جدیدی به ساخت، لجستیک و نصب را طلب میکند. برای دستیابی به رشد ظرفیت نصبشده پیش رو، شتابدهندههای صنعتی برای هدایت نوآوری و سازگاری در سراسر جهان ضروری هستند." (همان)
مواد معدنی حیاتی: ریسک ژئوپلیتیکی پنهان
زنجیره تأمین باد فراساحلی، فراتر از کارخانهها و کشتیها، به مواد معدنی حیاتی وابسته است. بر اساس یک تحلیل رسمی:
1. عناصر نادر خاکی (REEs)
"عناصر نادر خاکی (REEs)، عمدتاً نئودیمیم، پرازئودیمیم، دیسپروزیم و تربیوم، برای آهنرباهای مورد استفاده در توربینهای بادی فراساحلی و بزرگ خشکی به دلیل کارایی آنها کلیدی هستند، در حالی که اکثر توربینهای خشکی از درایوهای الکترومغناطیسی دندهای با استفاده محدود از این عناصر استفاده میکنند. از سال 2015، تقاضا برای آهنرباهای دارای عناصر نادر خاکی تقریباً دو برابر شده و پیشبینی میشود تا سال 2030، 53٪ افزایش یابد. تولید توربین بادی حدود 10٪ از عرضه جهانی این عناصر را مصرف میکند." (IEA 2025, p. 97)
این گزارش میافزاید: "عرضه بسیار متمرکز است: چین 60٪ استخراج، حدود 90٪ پالایش و 90٪ تولید آهنربای NdFeB (نئودیمیم-آهن-بور) را تحت سیطره دارد. این کشور بزرگترین ذخایر عناصر نادر خاکی جهان را دارد و سیاستهایی برای توسعه صنعت پاییندستی قوی وضع کرده است." (IEA 2025, p. 98)
2. مس (Copper):
تحلیل فوق اضافه میکند: "فناوریهای انرژی پاک حدود 30٪ از تقاضای جهانی مس را تشکیل میدهند. در حالی که مصرفکنندگان اصلی همچنان شبکهها هستند، امروزه تولید تجهیزات خورشیدی حدود 6٪ از تولید جهانی مس را به کار میبرد. تا سال 2030، تقاضای جهانی مس برای انرژی خورشیدی میتواند 35٪ افزایش یابد." (IEA 2025, p. 96)
3. سیلیکون (Silicon):
علاوه بر موارد فوق "چین هم استخراج (80٪) و هم پالایش (95٪) سیلیکون را تحت تسلط دارد، که عرضه را در برابر اختلال بسیار متمرکز و آسیبپذیر میکند." (همان)
این تمرکز جغرافیایی، یک ریسک استراتژیک برای کشورهایی است که به دنبال تنوع بخشیدن به زنجیره تأمین خود هستند. گزارش آژانس اشاره میکند: "علیرغم تلاشهای تنوعبخشی، استخراج و پالایش انتظار میرود تا سال 2030 بسیار متمرکز باقی بماند." (IEA 2025, p. 98)
راهحلها: از «تحویل به موقع» به «تولید پیشدستانه»
برای رفع این گلوگاهها، صنعت و دولتها باید رویکرد خود را از «تحویل به موقع (Just-in-Time) » به «تولید پیشدستانه (Just-in-Case) » تغییر دهند. شورای جهانی انرژی بادی در طرح اقدام خود، سه اولویت تعیین کرده است:
1. سرمایهگذاری در زیرساختهای حیاتی
این شورا اشاره میکند: "دولتها باید زنجیره تأمین باد فراساحلی را به عنوان یک استراتژی امنیت صنعتی در نظر بگیرند... توسعه بنادر، کشتیها، تولید و خدمات." (GWEC 2026, p. 33) این شامل تسریع مجوزدهی و تأمین مالی برای پایانههای تخصصی باد فراساحلی و مشوقهای مالی برای ساخت WTIVهای نسل جدید است.
2. تقویت زنجیره تأمین داخلی
تحلیل این شورا تصریح میکند: "دولتها باید استراتژیهای صنعتی قوی و ترتیبات بازار برای توسعه زنجیره تأمین ایجاد کنند که دید خط لوله بلندمدت ایجاد کند و سرمایهگذاریهای لازم در تولید و ظرفیت نیروی کار را ترویج دهد." (همان) قانون صنعت صفر خالص (NZIA) اتحادیه اروپا، چارچوبی برای افزایش تولید داخلی فراهم کرده است.
3. تنوع بخشیدن به منابع مواد اولیه
آژانس بینالمللی انرژی نیز اشاره میکند: "دولتها توجه و حمایت سیاستی بیشتری به تولید داخلی، ظرفیتهای بازیافت و تحقیق در مورد جایگزینها برای تنوع بخشیدن به منابع عرضه مواد معدنی حیاتی و کاهش ریسکهای عرضه اختصاص میدهند." (IEA 2025, p. 98) این شامل استخراج داخلی (پروژههای معدنی در استرالیا، آمریکا و برزیل)، بازیافت (افزایش نرخ بازیافت مواد معدنی از توربینهای مستهلک) و جایگزینی (تحقیق و توسعه برای آهنرباهای بدون عناصر نادر خاکی) است.
جمعبندی: زنجیره تأمین به عنوان میدان نبرد ژئوپلیتیکی
زنجیره تأمین باد فراساحلی دیگر یک موضوع صرفاً لجستیکی نیست؛ بلکه به یک میدان نبرد ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. کشورهایی که بر کشتیها، بنادر، کارخانهها و مواد معدنی حیاتی تسلط دارند، در تعیین سرعت و مسیر گذار انرژی جهان نقش تعیینکننده خواهند داشت.
سه نتیجه کلیدی برای سیاستگذاران:
سرمایهگذاری پیشدستانه: بنادر و کشتیها 6 تا 10 سال زمان توسعه دارند. گزارش انجمن انرژی بادی اروپا (WindEurope) هشدار میدهد: "ما انتظار داریم تأخیر پروژههای فراساحلی به یک گلوگاه اصلی در سراسر اروپا از سال 2029 تبدیل شود." (WindEurope 2024, p. 42) اگر امروز سرمایهگذاری نشود، فردا گلوگاههای جبرانناپذیر ایجاد خواهند شد. تنوع بخشیدن به منابع: تمرکز 90 درصدی تولید در یک کشور، یک ریسک غیرقابل قبول است. "تمرکز زنجیره تأمین برای بخشهای کلیدی تولید در سال 2030 مشابه سطح امروز بالای 90٪ باقی خواهد ماند." (IEA 2025, p. 9) همکاری بینالمللی: هیچ کشوری نمیتواند به تنهایی تمام زنجیره تأمین را در اختیار داشته باشد. "همکاریهای فرامرزی و تجارت مبتنی بر قواعد، کلید موفقیت است." (GWEC 2026, p. 33) همانطور که آژانس بینالمللی انرژی در گزارش خود اشاره کرده "زنجیره تأمین باد فراساحلی، نه تنها یک چالش فنی، بلکه یک چالش استراتژیک برای امنیت انرژی و رقابتپذیری صنعتی است." (IEA 2025, p. 9)
---
منابع:
Global Wind Energy Council. (2026). Global offshore wind report 2026. GWEC. International Energy Agency. (2025). Renewables 2025: Analysis and forecasts to 2030. IEA. WindEurope. (2025). Wind energy in Europe: 2024 statistics and the outlook for 2025–2030. WindEurope. انتهای پیام/