فصل اقتصاد - دو هفتهای که بسنت برای فروپاشی اقتصاد ایران زمان داده بود گذشت؛ نه فروپاشی رخ داد و نه دلار به پیشبینی واشنگ
اقتصادی
به گزارش فصل اقتصاد، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، دو هفته پیش برای اقتصاد ایران شمارش معکوس به راه انداخت. ادعای او این بود که با تحویل محمولههای باقیمانده نفت ایران به چین و محدودشدن منابع ارزی، اقتصاد کشور ظرف دو هفته به سمت فروپاشی خواهد رفت. حالا مهلت اعلامشده تمام شده، اما نه تنها فروپاشی رخ نداد بلکه شاهد بازگشت قیمت ها در بازارها هستیم. آنطور که مشخص است اقتصاد ایران، دستکم در این دو هفته، مطابق جدول زمانی تنظیمشده در واشنگتن پیش نرفته است.
دلار 13 هزار تومان عقب نشست؛ سناریوی بسنت چه شد؟
ماجرا زمانی جالبتر میشود که بازار ارز را هم به این معادله اضافه کنیم. دلار که در مقطعی به محدوده 270 هزار تومان رسیده بود، اکنون در حدود 257 هزار تومان معامله میشود؛ یعنی حدود 13 هزار تومان کاهش، معادل نزدیک به 4.8 درصد.
درست در پایان مهلتی که وزیر خزانهداری آمریکا برای فروپاشی اقتصاد ایران تعیین کرده بود، بازار ارز بهجای همراهی با آن تصویر تیرهوتار، مسیر دیگری را در پیش گرفت. البته این عقبنشینی به معنای حل مشکلات اقتصادی کشور نیست، اما دستکم نشان میدهد بازار ارز در این بازه کوتاه، روایت فروپاشی فوری را تأیید نکرده است.
نکته همینجاست، وقتی مقام ارشد اقتصادی آمریکا برای فروپاشی یک کشور زمان دقیق تعیین میکند، نمیتواند پس از پایان مهلت، اصل پیشبینی را نادیده بگیرد و همچنان صرفاً از فشار تحریمها سخن بگوید. فشار اقتصادی یک واقعیت است؛ فروپاشی در موعد مقرر، ادعایی جداگانه است. این دو را نباید به جای یکدیگر نشاند.
کاهش نرخ دلار را نیز نمیتوان صرفاً به پایان ضربالاجل بسنت نسبت داد. عرضه و تقاضا، سیاستهای بانک مرکزی، انتظارات معاملهگران و شرایط تجارت خارجی همگی در شکلگیری نرخ ارز نقش دارند. اما در ارزیابی ادعای بسنت، یک واقعیت روشن است و آنهم اینکه مهلت دو هفتهای تمام شده، بیآنکه نتیجهای که او وعده داده بود، در موعد اعلامشده رخ دهد.
بازارساز وارد شد؛ دلار مسیر دیگری رفت
در این مدت، بانک مرکزی نیز برای مهار نوسانات بازار ارز وارد عمل شده است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اعلام کرده که مداخله این نهاد توانسته روند صعودی نرخ ارز را متوقف کند و از احتمال کاهش بیشتر قیمتها سخن گفته است.
بر اساس اظهارات همتی، افراد بالای 18 سال میتوانند با ارائه کد ملی تا سقف 10 هزار دلار ارز خریداری کنند. به گفته او، میانگین خرید در این طرح حدود 5 هزار دلار بوده است. هدف از این سازوکار، پاسخگویی به بخشی از تقاضای بازار و ساماندهی معاملات ارزی عنوان شده است.
رئیس کل بانک مرکزی همچنین از آمادگی برای مداخله تا سقف 2 میلیارد دلار خبر داده است. این رقم، سقف اعلامشده برای ظرفیت مداخله بانک مرکزی است و به معنای تزریق قطعی تمام این مبلغ به بازار نیست.
ورود بازارساز یکی از عواملی است که باید در تحلیل افت اخیر دلار در نظر گرفته شود. سیاستگذار داخلی، برخلاف تصویر سادهای که از اقتصاد تحت فشار ترسیم میشود، همچنان ابزارهایی برای مدیریت بازار در اختیار دارد؛ هرچند میزان اثرگذاری این ابزارها را باید با توجه به روند آتی نرخ ارز و دادههای دقیقتر سنجید.
به بیان دیگر، بازار ارز فقط با اظهارنظرهای واشنگتن حرکت نمیکند. برای تعیین سرنوشت دلار، علاوه بر ضربالاجلهای سیاسی، باید به عرضه و تقاضا و تصمیمهای داخل بازار هم توجه کرد.
بسنت روی تنگنای ارزی حساب کرد؛ بازار اما فرو نریخت
محدودشدن منابع ارزی ایران بخش مهمی از استدلال بسنت برای پیشبینی فروپاشی سریع اقتصاد کشور بود. از نگاه او، فشار بر درآمدهای نفتی و محدودیت دسترسی به منابع ارزی میتوانست توان تجارت ایران را در فاصلهای کوتاه بهشدت کاهش دهد.
در مقابل، همتی بر وجود منابع ارزی و ادامه وصول درآمدهای کشور تأکید کرده است. این دو ارزیابی، تصویر متفاوتی از میزان تابآوری اقتصاد ایران در برابر تحریمها ارائه میکنند.
حتی بدون داوری قطعی درباره وضعیت همه منابع ارزی، میتوان یک سؤال روشن از پیشبینی بسنت پرسید: اگر قرار بود اقتصاد ایران ظرف دو هفته به نقطه فروپاشی برسد، چرا این اتفاق در مهلت اعلامشده رخ نداد؟
پاسخ این سؤال را نمیتوان صرفاً با اشاره به ادامه تحریمها کنار گذاشت. تحریمها میتوانند هزینه تجارت را بالا ببرند، دسترسی به منابع را محدود کنند و فشار اقتصادی ایجاد کنند؛ اما از وجود فشار تا اعلام زمان قطعی فروپاشی، فاصله زیادی وجود دارد. بسنت برای این فاصله دو هفته تعیین کرده بود؛ حالا آن دو هفته گذشته و پیشبینی او در موعد مقرر محقق نشده است.
رشد نقدینگی پایین آمده؛ اما مشکلات پولی تمام نشده است
در کنار مدیریت بازار ارز، کنترل رشد نقدینگی و اصلاح وضعیت بانکهای ناتراز از محورهای سیاست پولی بانک مرکزی است. این موضوع اهمیت دارد، زیرا رشد بالای نقدینگی میتواند فشار تورمی را تشدید کند و بر انتظارات و بازار ارز اثر بگذارد.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی همتی، رشد دوازدهماهه نقدینگی از 56.4 درصد در خرداد 1405 به 51.6 درصد در شهریور همان سال رسیده است. رشد ماهانه نقدینگی نیز در شهریور 1.3 درصد گزارش شده است.
البته کاهش نرخ رشد نقدینگی به معنای کاهش حجم پول موجود در اقتصاد نیست؛ بلکه نشان میدهد نقدینگی نسبت به دوره مشابه سال قبل با سرعت کمتری افزایش یافته است. برای مشخصشدن آثار این روند بر تورم و بازار ارز نیز باید آمار ماههای بعد بررسی شود.
ناترازی بانکها هم همچنان از مسائل ساختاری اقتصاد ایران است. این مشکل میتواند از مسیر اضافهبرداشت بانکی و افزایش پایه پولی، فشارهای تورمی را تشدید کند. بنابراین، عقبنشینی دلار بهتنهایی برای اعلام موفقیت پایدار سیاستهای اقتصادی کافی نیست و مهار تورم، اصلاح نظام بانکی و مدیریت رشد نقدینگی همچنان اهمیت دارد.
با این حساب، نه میتوان با افت چندروزه دلار مدعی حل مشکلات اقتصاد ایران شد و نه میتوان صرفاً با تکیه بر تحریمها، فروپاشی اقتصاد را در یک مهلت دو هفتهای قطعی دانست. تحلیل اقتصادی به داده و زمان نیاز دارد؛ چیزی که ظاهراً در پیشبینی شتابزده بسنت، جای خود را به یک ضربالاجل سیاسی داده بود.
ساعت شنی بسنت تمام شد؛ اقتصاد ایران فرونپاشید اعتبار بسنت ریخت
اقتصاد ایران همچنان با تورم، ناترازی بانکی و محدودیتهای تحریمی روبهروست و افت مقطعی دلار این مشکلات را پاک نمیکند. اما این واقعیتها هم نتیجه پیشبینی مشخص بسنت را تغییر نمیدهند؛ مهلتی که او برای فروپاشی تعیین کرده بود، به پایان رسید و آن اتفاق در موعد مقرر رخ نداد. همزمان، دلار نیز از محدوده 270 هزار تومان به حدود 257 هزار تومان عقب نشست؛ تحولی که دستکم با تصویر فروپاشی فوری همخوانی ندارد. بسنت برای اقتصاد ایران ساعت شنی گذاشته بود؛ حالا شنهای ساعت تمام شده، اما فروپاشی موعود هنوز از راه نرسیده است.
انتهای پیام/