- نوشته شده توسط:
فصل اقتصاد سایت تخصصی اقتصاد ایران
-
چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۵:۰۴
- ۱۱ بازديد
فصل اقتصاد - نرگس تنگستانی* صنعت برق ایران امروز در یک تنگنای تاریخی گرفتار شده است، تنگنایی که دیگر نه با کلیدواژههای «کمبود سوخت» یا «خشکسالی» بهتنهایی قابل توصیف است و نه با نسخههای قدیمی «افزایش ظرفیت اسمی» قابل درمان. یادداشت پیشرو، با تکیه بر دادههای واقعی سال۱۴۰۳، تلاش میکند تا پارادایم «بهرهبرداری صحیح» را از منظر اقتصاد انرژی بازتعریف کند و در این مسیر، به تجربه کشورهایی بنگرد که با وجود بهرهمندی از ذخایر عظیم نفت و گاز، مسیر توسعهیافتگی را پیمودهاند. پرسش محوری این است: چگونه میتوان از همان ظرفیت نصبشده موجود، ارزشی بیشینه استخراج کرد و کشورهای نفتخیز توسعهیافته چه کردند که ما نکردیم؟
فصل اقتصاد - نرگس تنگستانی* صنعت برق ایران امروز در یک تنگنای تاریخی گرفتار شده است، تنگنایی که دیگر نه با کلیدواژههای «کمبود سوخت» یا «خشکسالی» بهتنهایی قابل توصیف است و نه با نسخههای قدیمی «افزایش ظرفیت اسمی» قابل درمان. یادداشت پیشرو، با تکیه بر دادههای واقعی سال1403، تلاش میکند تا پارادایم «بهرهبرداری صحیح» را از منظر اقتصاد انرژی بازتعریف کند و در این مسیر، به تجربه کشورهایی بنگرد که با وجود بهرهمندی از ذخایر عظیم نفت و گاز، مسیر توسعهیافتگی را پیمودهاند. پرسش محوری این است: چگونه میتوان از همان ظرفیت نصبشده موجود، ارزشی بیشینه استخراج کرد و کشورهای نفتخیز توسعهیافته چه کردند که ما نکردیم؟
دادههای موجود وزارت نیرو نشان میدهد که ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور به حدود 95هزار مگاوات رسیده است؛ اما ظرفیت عملیاتی واقعی بسیار پایینتر از این عدد است. در سال1403، حداکثر تولید برق در زمان اوج مصرف به 62هزار مگاوات رسید؛ درحالیکه تقاضا به 80هزار مگاوات رسید و ناترازی 18هزار مگاواتی را رقم زد. این شکاف، صرفا یک عدد ریاضی نیست، بلکه نشاندهنده یک «هدررفت اقتصادی» عظیم در سرمایهگذاریهای گذشته است. این ارقام بالطبع در سال1404 و اکنون به مراتب با توجه به ساعات خاموشیها افزایش بیشتری داشته است. نکته کلیدی اینجاست که ترکیب سوخت نیروگاهها به شدت به گاز طبیعی (85درصد) وابسته شده است. این وابستگی مطلق، اقتصاد برق را به یک «اقتصاد تکمحصولی» تبدیل کرده که هر نوسانی در زنجیره تامین گاز، مستقیما به قطعی برق و توقف چرخهای صنعت منجر میشود. از منظر اقتصادی، این یعنی ریسک سیستماتیک بالا و هزینه فرصت از دست رفته برای صنایع.
در همین حال، راندمان نیروگاههای حرارتی کشور حدود 39.5درصد است، درحالیکه استاندارد جهانی برای نیروگاههای مدرن بیش از 45درصد است. بخشی از نیروگاههای حرارتی کشور همچنان با بازدهی پایینتر از 35درصد فعالیت میکنند و این شکاف راندمان، به معنای سوزاندن سرمایه ملی است.
تجربه کشورهای توسعهیافتهای که دارای ذخایر بزرگ نفت و گاز هستند نشان میدهد، مسیر متفاوتی را در بهرهبرداری از نیروگاههای خود پیمودهاند. بررسی تجربه آنها نشان میدهد که این کشورها «اقتصاد بهرهبرداری» را بر پایه اصول زیر بنا نهادهاند:
نخست، تنوع بخشی به سبد انرژی و کاهش وابستگی به یک حامل؛ نروژ با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، مطابق آمار منتشرشده در گزارشهای بینالمللی بیش از 90درصد برق خود را از نیروگاههای برقآبی تامین میکند. این کشور با درک ارزش صادرات گاز، آن را در نیروگاههای داخلی نمیسوزاند و به جای آن، برق ارزان و پاک آبی را برای مصارف داخلی و صنایع انرژیبر خود در دسترس قرار میدهد. کانادا نیز با تکیه بر برقآبی و هستهای، سهم سوختهای فسیلی در تولید برق خود را به حدود 20درصد کاهش داده است. این در حالی است که در کشور ایران با وجود پتانسیل عظیم انرژی خورشیدی و بادی، هنوز بیش از 85درصد برق خود را از گاز طبیعی تولید میکند.
دوم، بهرهبرداری از شبکه برق بهعنوان یک دارایی اقتصادی مشترک؛ در شمال شرق آمریکا، همکاری منطقهای بین ایالتهای آمریکا و استانهای کانادا به یک مدل موفق تبدیل شده است. مطالعات نشان میدهد که تجارت دوطرفه برق و گسترش ظرفیت انتقال بینمنطقهای، هزینههای سالانه سیستم را نزدیک به 4درصد کاهش میدهد. کبک با استفاده از ظرفیت برقآبی خود، به عنوان یک «باتری طبیعی» برای ایالتهای همسایه عمل میکند و در ساعات اوج مصرف، برق پاک خود را به بازارهای نیویورک و نیوانگلند صادر میکند. این مدل، هم برای صادرکننده و هم برای واردکننده ارزش اقتصادی ایجاد میکند.
سوم، سرمایهگذاری در بهرهوری نیروگاهها به جای توسعه کمی صرف؛ کشورهای توسعهیافته به جای تمرکز بر ساخت نیروگاههای جدید، بر ارتقای راندمان نیروگاههای موجود و نوسازی شبکه تاکید کردهاند. تجربه کانادا و آمریکا نشان میدهد که «بازتوانی» و «ارتقای راندمان» نیروگاههای قدیمی، هزینهای بسیار کمتر از ساخت نیروگاه جدید دارد و از نظر زمانی نیز سریعتر به نتیجه میرسد. در ایران، حدود 15هزار مگاوات نیروگاه گازی با قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی وجود دارد که با احداث واحد بخار، سالانه بیش از 11.5میلیارد مترمکعب در مصرف سوخت صرفهجویی خواهد شد.
چهارم، قیمتگذاری برق بهعنوان یک علامت اقتصادی؛ در کشورهای توسعهیافته، قیمت برق منعکسکننده هزینه نهایی تولید و ارزش کمیابی است. این کشورها از نظامهای قیمتگذاری پویا (Time-of-Use) استفاده میکنند که در آن، قیمت برق در ساعات اوج مصرف بهطور قابلتوجهی بالاتر است. این سیگنال قیمتی، مصرفکنندگان را به سمت مدیریت مصرف و سرمایهگذاری در تجهیزات کممصرف سوق میدهد. در ایران، قیمت برق به شدت پایینتر از هزینه نهایی تولید است و این یارانه پنهان، نه تنها مصرف را تحریک میکند، بلکه انگیزه سرمایهگذاری در بهرهوری را از بین میبرد. بهطور کلی تجربه کشورهای توسعهیافته نشان از یک مهم اقتصادی دارد و آن اصل کیفیت-کمیت و بازده کاهنده نزولی در شرایط عدم قطعیت است. بازده نزولی کاهنده نشان میدهد مطلوبیت نهایی وقتی بهصورت کمی(مقداری و عددی) از یک بازه فراتر رود، به کاهش مطلوبیت و بهینگی منجر میشود. بنابراین تمرکز کشورهای توسعهیافته به بهبود کیفیت اثربخشی نیروگاههای موجود و تنوعبخشی به سبد انرژی است.
بر اساس درسهای تجربه جهانی و شرایط خاص ایران، سه راهبرد کلیدی را میتوان برای بهرهبرداری بهینه از نیروگاههای کشور طراحی کرد:
الف. بهرهبرداری مبتنی بر «ارزش زمانی برق»
در اقتصاد انرژی، برق یک کالای همگن نیست؛ ارزش آن در ساعات اوج مصرف به شدت بالا میرود. بهرهبرداری صحیح ایجاب میکند که نیروگاههای با راندمان بالا (چرخه ترکیبی) در ساعات اوج بار وارد مدار شوند و نیروگاههای فرسوده و کمبازده در ساعات کمباری خاموش یا در حالت ذخیره باشند. این اقدام، هزینه نهایی تولید را کاهش میدهد و از سوزاندن گاز گرانقیمت در نیروگاههای ناکارآمد جلوگیری میکند.
ب. ارتقای بهرهوری از طریق نوسازی هدفمند
سرمایهگذاری در نیروگاههای جدید باید جای خود را به سرمایهگذاری در «ارتقای راندمان» نیروگاههای موجود بدهد. تبدیل نیروگاههای گازی ساده به چرخه ترکیبی، یکی از کمهزینهترین و سریعترین راهها برای افزایش ظرفیت عملیاتی بدون نیاز به سوخت اضافی است. از دید اقتصاد انرژی، این پروژهها دارای نرخ بازگشت سرمایه (IRR) بالایی هستند؛ زیرا هزینه سوخت را به شدت کاهش میدهند و ظرفیت تولید را بدون افزایش مصرف گاز، بالا میبرند. در حال حاضر بیش از 7هزار مگاوات واحد گازی قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی دارند.
ج. بهرهبرداری از ظرفیتهای جانبی و خودتامینی صنایع
صنعت پتروشیمی با ظرفیت اسمی 4105 مگاوات، تنها 1887 مگاوات تولید واقعی دارد. این شکاف نشان میدهد که پتانسیل عظیمی برای «بهرهبرداری خودتامین» در صنایع وجود دارد. اقتصاد انرژی حکم میکند که به جای تمرکز بر تامین برق از شبکه سراسری برای صنایع انرژیبر، باید مشوقهای اقتصادی برای تولید برق در محل (تولید پراکنده) فراهم شود.
* کارشناس اقتصاد انرژی