- نوشته شده توسط:
فصل اقتصاد سایت تخصصی اقتصاد ایران
-
پنجشنبه ۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۰:۰۷
- ۱۱ بازديد
فصل اقتصاد - بحران مسکن در کشورهای گوناگون نتیجه درهمتنیدگی سیاستهای شهری، مقررات زمین، زیرساختها، نظام تامین مالی و ساختارهای حکمرانی است. سه تجربه متفاوت از آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، چین معاصر و اوکلند در نیوزیلند، بخشی از این واقعیت را آشکار میکنند. در آمریکا، حل بحران مسکن پس از جنگ در چارچوبی گستردهتر از ساختوساز صرف دنبال شد و توسعه زیرساختها، گسترش شبکههای حملونقل، سیاستهای تامین مالی و بازآرایی فضایی شهرها، زمینه را برای افزایش عرضه و شکلگیری الگوهای جدید سکونت فراهم کرد.
فصل اقتصاد - بحران مسکن در کشورهای گوناگون نتیجه درهمتنیدگی سیاستهای شهری، مقررات زمین، زیرساختها، نظام تامین مالی و ساختارهای حکمرانی است. سه تجربه متفاوت از آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، چین معاصر و اوکلند در نیوزیلند، بخشی از این واقعیت را آشکار میکنند. در آمریکا، حل بحران مسکن پس از جنگ در چارچوبی گستردهتر از ساختوساز صرف دنبال شد و توسعه زیرساختها، گسترش شبکههای حملونقل، سیاستهای تامین مالی و بازآرایی فضایی شهرها، زمینه را برای افزایش عرضه و شکلگیری الگوهای جدید سکونت فراهم کرد.
در اوکلند نیز مواجهه با بحران عرضه مسکن به پروژهای فراتر از ساخت واحدهای جدید تبدیل شد؛ اصلاح مقررات کاربری زمین، توسعه زیرساختها و بازآفرینی شهری در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا محدودیتهای ساختاری بازار کاهش یابد. چین اما تجربهای متفاوت و هشداردهنده پیش روی سیاستگذار میگذارد؛ اتکای شهرداریها به درآمد حاصل از فروش زمین، همراه با رشد اعتباری و بدهی سنگین سازندگان، سالها موتور توسعه بازار مسکن بود؛ اما همین سازوکار در نهایت به انباشت بدهی، بحران نقدینگی سازندگان، افزایش مطالبات بانکی و سقوط قیمتها انجامید. این سه تجربه نشان میدهند که مساله مسکن نه با یک مداخله منفرد حل میشود و نه با رها کردن بازار؛ آنچه اهمیت دارد، ساختن مجموعهای هماهنگ از سیاستهای زمین، مقررات، زیرساخت، تامین مالی و نهادهای شهری است که بتواند عرضه مسکن را از یک چرخه سوداگری و بدهی به مسیری پایدار هدایت کند.