فصل اقتصاد - کاکایی گفت: وقتی کالایی قرار است از یک مسیر پرریسک و جنگی منتقل شود، طبیعی است که هزینه بیمه و حملونقل آن افزایش پیدا کند. بنابراین هزینه تجارت خارجی بالا میرود. این موضوع در کنار مشکلات داخلی مانند کمبود انرژی و محدودیتهای ارزی، فضای اقتصادی را بهشدت ناآرام میکند.
به گزارش فصل اقتصاد، بازار خودرو در شرایط فعلی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک قرار دارد.
افزایش هزینههای لجستیکی، مشکلات حملونقل دریایی، محدودیتهای ارزی، ناترازی انرژی، کاهش قدرت خرید خانوارها و افزایش انتظارات تورمی، همگی بر تولید و معاملات خودرو اثر میگذارند. در این میان، ادامه تنشهای منطقهای و نامشخص بودن چشمانداز جنگ و صلح، پیشبینی آینده بازار خودرو را دشوارتر از گذشته میکند.
امیرحسن کاکایی، کارشناس بازار خودرو، در گفتوگو با «ایلنا» مهمترین عوامل اثرگذار بر بازار خودرو، ریسکهای تولید و قطعهسازی، تأثیر تغییر مبنای تأمین ارز، وضعیت قیمت خودرو و چشمانداز ماههای آینده بازار را مورد بررسی قرار داد.
مهمترین عوامل مؤثر بر روند بازار خودرو در شرایط فعلی را چه میدانید؟
واقعیت این است که چند اتفاق بهصورت همزمان در حال رخ دادن است. در سطح جهانی، هزینههای لجستیک، حملونقل و انرژی افزایش پیدا میکند و همین موضوع هزینه جابهجایی کالا را بالا میبرد. همزمان قیمت برخی مواد اولیه و قطعات نیز افزایش پیدا میکند و موادی مانند؛ محصولات پتروشیمی که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرند، با رشد قیمت مواجه میشوند.
در داخل کشور نیز مشکلات و محدودیتهای قبلی همچنان وجود دارد و در کنار آن، مسائل جدیدی نیز اضافه میشود. ایران علاوه بر اینکه تحت تأثیر شرایط پرتنش بینالمللی قرار دارد، با محدودیتهایی در حملونقل دریایی نیز مواجه است. اگرچه تلاش میشود بخشی از تجارت از مسیرهای زمینی انجام شود، اما این مسیرها نمیتوانند بهطور کامل جایگزین مسیرهای دریایی شوند.
از سوی دیگر، وقتی کالایی قرار است از یک مسیر پرریسک و جنگی منتقل شود، طبیعی است که هزینه بیمه و حملونقل آن افزایش پیدا کند. بنابراین هزینه تجارت خارجی بالا میرود. این موضوع در کنار مشکلات داخلی مانند کمبود انرژی و محدودیتهای ارزی، فضای اقتصادی را بهشدت ناآرام میکند.
در چنین شرایطی، کوچکترین خبر میتواند نوسان بزرگی در بازار ایجاد کند. به تعبیری که در علم هواشناسی به آن اثر پروانهای گفته میشود، یک اتفاق کوچک در یک نقطه میتواند در نقطهای دیگر موج بزرگی ایجاد کند. اکنون بازار خودرو نیز در چنین شرایطی قرار دارد و به همین دلیل، نوسانات قیمت بسیار شدید و پیشبینی رفتار بازار دشوار است.
تحولات ژئوپلیتیک و افزایش تنشهای منطقهای چه اثری بر بازار خودرو گذاشته است؟
تأثیر تحولات ژئوپلیتیک بر بازار خودرو بسیار جدی است، اما نکته مهم این است که شرایط فعلی با بسیاری از دورههای قبلی تفاوت دارد. در گذشته ممکن بود یک دوره جنگ یا تنش اتفاق بیفتد و پس از مدتی شرایط به سمت ثبات حرکت کند. در چنین وضعیتی، بازارها نیز پس از یک دوره کوتاه، رفتار قابل پیشبینیتری پیدا میکردند.
اما اکنون شرایط بهگونهای است که بازار دائماً بین دو وضعیت جنگ و صلح در نوسان قرار دارد. همین بلاتکلیفی باعث میشود بازار خودرو نیز رفتار بسیار نوسانی داشته باشد. گاهی یک خبر منفی منتشر میشود اما بازار واکنش شدیدی نشان نمیدهد و گاهی یک خبر کوچک باعث تغییر قابل توجه قیمتها میشود.
این شرایط موجب شده پیشبینیهای اقتصادی نیز با خطای بیشتری مواجه شود. ممکن است یک فعال اقتصادی تصور کند قیمت یک خودرو در روز آینده 20 درصد افزایش پیدا میکند و بر همین اساس تصمیم به خرید یا فروش بگیرد، اما در عمل قیمت خودرو 10 درصد کاهش پیدا کند.
در مجموع، اگر تنشها افزایش پیدا کند، احتمال رشد قیمت خودرو و نرخ ارز وجود دارد، اما اگر بهطور ناگهانی صلح و ثبات برقرار شود، امکان کاهش قابل توجه نرخ ارز و افت قیمت برخی خودروها نیز وجود دارد. این احتمال در شرایط فعلی، تفاوت مهم بازار امروز با دورههای قبلی است.
مهمترین ریسکهایی که امروز تولید خودرو و قطعه را تهدید میکند چیست؟
یکی از مهمترین و فوریترین ریسکها، کمبود ارز و بلاتکلیفی در نحوه تأمین ارز است. تولیدکننده باید بداند که دولت چه سیاستی را دنبال میکند. آیا قرار است ارز رسمی یا ارز مبادلهای در اختیار تولیدکننده قرار بگیرد یا اینکه تولیدکننده و واردکننده باید ارز مورد نیاز خود را از بازار آزاد تأمین کنند؟
این بلاتکلیفی، هزینه زیادی به تولیدکننده تحمیل میکند و برنامهریزی تولید را نیز دشوار میسازد. تجربه سال گذشته نشان میدهد که بلاتکلیفیهای ارزی در یک مقطع میتواند چند ماه بعد خود را به شکل جهش قیمت و کاهش تولید نشان دهد.
مشکل مهم دیگر، انرژی است. مسئله برق و پس از آن گاز، امروز به یکی از تهدیدهای جدی صنعت تبدیل شده است. بسیاری از واحدهای صنعتی حاضر هستند هزینه بیشتری برای انرژی پرداخت کنند، اما مسئله اصلی این است که بدانند انرژی مورد نیازشان بهطور پایدار تأمین میشود یا خیر.
وقتی برق یا گاز یک واحد صنعتی قطع میشود، موضوع فقط توقف چندساعته تولید نیست. در برخی صنایع، قطع انرژی میتواند به تجهیزات و کورهها آسیب بزند و خسارت سنگینی ایجاد کند. بنابراین ناترازی انرژی بهطور مستقیم هزینه تولید و ریسک فعالیت صنعتی را افزایش میدهد
از سوی دیگر، تجربه سالهای تحریم باعث شده برخی شرکتها برای مقابله با بحران، ذخایر و موجودی انبار خود را افزایش دهند، اما این ذخایر اکنون به تدریج در حال کاهش است. اگر مشکلات تأمین ارز، حملونقل و واردات ادامه پیدا کند، احتمال دارد کمبود قطعه و مواد اولیه در ماههای آینده بیشتر خود را نشان دهد و در نهایت تولید خودرو کاهش پیدا کند.
مشکلات حملونقل دریایی و محدودیتهای لجستیکی چه میزان هزینه تولید خودرو را افزایش داده است؟
این موضوع یکی از گلوگاههای جدی صنعت خودرو و قطعهسازی است. مسیرهای زمینی که اکنون برای انتقال بخشی از کالاها مورد استفاده قرار میگیرند، از نظر ظرفیت و حجم قابل مقایسه با مسیرهای دریایی نیستند.
برآورد من این است که هزینه حملونقل در برخی مسیرها بین سه تا 10 برابر افزایش پیدا میکند. اما مسئله فقط افزایش هزینه حمل نیست. مشکل بزرگتر، افزایش زمان رسیدن کالا است. ممکن است تولیدکننده هزینه حمل را پرداخت کند، اما کالایی که قرار بوده یک ماهه به دست او برسد، سه ماه بعد به مقصد برسد.
این تأخیر باعث ایجاد هزینههایی مانند دموراژ و هزینه توقف کالا در بنادر، گمرکات یا حتی مسیرهای حمل میشود. در برخی موارد نیز کالا ممکن است برای مدت طولانی در گمرک باقی بماند. بنابراین هزینه ناشی از بلاتکلیفی و تأخیر در ترخیص میتواند حتی از هزینه مستقیم خرید ارز یا حمل کالا نیز بیشتر شود.
از طرف دیگر، صنعت خودرو در سالهای گذشته به دلیل تحریمها بخشی از مشکلات لجستیکی را با ذخیرهسازی قطعات و مواد اولیه مدیریت کرده است، اما این ذخایر نامحدود نیست. اکنون موجودی انبارها در حال کاهش است و اگر مسیرهای تأمین همچنان با مشکل مواجه باشند، اثر این بحران بهتدریج در تولید و قیمت خودرو نمایان میشود.
تغییر مبنای تأمین ارز صنایع چه اثری بر قیمت تمامشده خودرو خواهد داشت؟
تغییر مبنای تأمین ارز دو اثر مهم دارد. نخست اینکه بلاتکلیفی را کاهش میدهد و تولیدکننده بالاخره میداند باید ارز خود را از چه مسیری تأمین کند. این موضوع از یک جهت مثبت است، زیرا تولیدکننده میتواند برنامهریزی کند و تولید را ادامه دهد.
اما از طرف دیگر، اگر تولیدکننده مجبور شود به جای ارز مبادلهای یا ارز با نرخ پایینتر، ارز مورد نیاز خود را از بازار آزاد تأمین کند، قیمت تمامشده بهشدت افزایش پیدا میکند.
برای مثال، اگر نرخ ارز از حدود 140 هزار تومان به 180 هزار تومان برسد، همین تغییر به تنهایی حدود 28.5 درصد افزایش در هزینه ارزی ایجاد میکند. بنابراین اگر مبنای تأمین ارز صنایع تغییر کند، افزایش هزینه تولید خودرو اجتنابناپذیر خواهد بود.
برآورد من این است که در صورت تغییر مبنای تأمین ارز، قیمت تمامشده صنایع میتواند حداقل بیش از 30 درصد افزایش پیدا کند. البته مسئله به همین جا ختم نمیشود، زیرا وقتی تقاضا برای ارز افزایش پیدا میکند، احتمال رشد بیشتر نرخ ارز نیز وجود دارد و همین موضوع محاسبه دقیق آثار این سیاست را دشوار میکند.
در نتیجه، اگرچه حذف بلاتکلیفی ارزی میتواند به تولید کمک کند، اما اگر این اقدام با افزایش شدید نرخ ارز همراه باشد، فشار قابل توجهی بر قیمت تمامشده خودرو وارد خواهد کرد.
آیا قیمت فعلی خودروهای داخلی با واقعیتهای اقتصادی همخوانی دارد؟
برای پاسخ به این سوال باید میان قیمت رسمی و قیمت بازار تفاوت قائل شد. دولت همچنان تلاش میکند با قیمتگذاری دستوری مانع افزایش قیمت خودرو شود، اما واقعیتهای اقتصادی و هزینههای تولید در حال تغییر است.
اگر قیمت خودرو را بر اساس هزینههای واقعی تولید و نرخ ارز بررسی کنیم، مشخص است که بخشی از خودروهای داخلی با نوعی سرکوب قیمتی مواجه هستند. برای نمونه، وقتی ارزش دلاری یک خودروی داخلی را با گذشته مقایسه میکنیم، مشاهده میشود که برخی خودروها هنوز از نظر ارزش دلاری در سطحی قرار دارند که نشان میدهد ظرفیت افزایش قیمت دارند.
اما از سوی دیگر، اگر موضوع را از منظر قدرت خرید مردم بررسی کنیم، شرایط کاملاً متفاوت است. حتی اگر قیمت خودرو با هزینه واقعی تولید همخوانی داشته باشد، درآمد خانوارها با قیمت خودرو و سایر کالاها تناسب ندارد.
بنابراین از نظر اقتصادی، بخشی از قیمتهای رسمی خودرو همچنان با هزینه واقعی تولید فاصله دارد، اما از نظر قدرت خرید مردم، همین قیمتهای فعلی نیز برای بسیاری از خانوارها بسیار بالا است. این مشکل البته فقط مختص خودرو نیست و در بسیاری از کالاهای مصرفی و بادوام نیز مشاهده میشود.
انتظارات تورمی چه نقشی در تصمیم مردم برای خرید خودرو دارد؟
انتظارات تورمی نقش بسیار مهمی در بازار خودرو دارد. زمانی که مردم و سرمایهگذاران انتظار دارند نرخ ارز و تورم در آینده افزایش پیدا کند، خودرو را بهعنوان یک دارایی برای حفظ ارزش پول در نظر میگیرند. بنابراین، انتظارات درباره آینده نرخ ارز مستقیماً بر تصمیم خرید خودرو اثر میگذارد.
اما اکنون شرایط پیچیدهتر شده است. از یک طرف، تورم بالا باعث میشود مردم انتظار افزایش قیمت خودرو را داشته باشند، اما از طرف دیگر، قدرت خرید خانوارها بهشدت کاهش پیدا کرده است. بسیاری از مردم دیگر توان مالی لازم برای خرید خودرو ندارند و حتی نمیتوانند مانند گذشته برای خرید کالاهای بادوام پسانداز کنند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاران نیز با یک ریسک جدید مواجه هستند. آنها از خود میپرسند اگر امروز خودرو بخرند و فردا صلح برقرار شود و نرخ ارز کاهش پیدا کند، چه اتفاقی برای سرمایه آنها میافتد؟ ممکن است خودرویی که امروز با هدف حفظ ارزش پول خریداری میشود، در صورت کاهش نرخ ارز با افت قیمت مواجه شود.
بنابراین اکنون بازار خودرو همزمان با تورم انتظاری، رکود نیز دارد. یعنی از یک طرف انتظار افزایش قیمت وجود دارد و از طرف دیگر، خرید و فروش کاهش پیدا میکند. این وضعیت ناشی از ترکیب دو انتظار متفاوت است؛ انتظار افزایش تورم و نگرانی از کاهش نرخ ارز در صورت پایان تنشها.
با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، بازار خودرو در ماههای آینده چه روندی خواهد داشت؟
در شرایط فعلی، پیشبینی قطعی بازار خودرو بسیار دشوار است. من برای آینده دو سناریوی کاملاً متفاوت متصور هستم که با یکدیگر تناقض دارند.
در سناریوی اول، اگر تنشها ادامه پیدا کند و نرخ ارز افزایش یابد، بازار خودرو نیز نمیتواند در قیمتهای فعلی باقی بماند و احتمال افزایش قیمت وجود دارد. در این شرایط، افزایش هزینههای تولید، مشکلات ارزی، رشد هزینه حملونقل و کاهش عرضه میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.
اما سناریوی دوم، کاملاً متفاوت است. اگر صلح برقرار شود و نرخ ارز کاهش پیدا کند، ممکن است قیمت خودرو نیز با افت مواجه شود. در این صورت، خودروهایی که با انگیزه سرمایهگذاری و با قیمتهای بالا خریداری شدهاند، ممکن است با کاهش ارزش مواجه شوند.
به همین دلیل، امروز هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید بازار خودرو در چند ماه آینده دقیقاً چه مسیری را طی میکند. حتی متخصصان نیز نمیتوانند زمان و نحوه پایان تنشها را پیشبینی کنند و همین موضوع باعث شده بازار در یک وضعیت کاملاً بلاتکلیف قرار بگیرد.
ممکن است فردی امروز خودرو بخرد و در صورت ادامه تنشها سود کند، اما اگر شرایط سیاسی ناگهان تغییر کند، همان خودرو بخش قابل توجهی از ارزش خود را از دست بدهد.