فصل اقتصاد - فلرینگ یا سوزاندن گازهای همراه نفت، سالها یکی از نمادهای اتلاف منابع در صنعت نفت ایران بوده است؛ گازی که میتوانست به خوراک صنایع، سوخت نیروگاهها یا حتی پشتوانه توسعه میادین جدید تبدیل شود
به گزارش فصل اقتصاد، فلرینگ یا سوزاندن گازهای همراه نفت، سالها یکی از نمادهای اتلاف منابع در صنعت نفت ایران بوده است؛ گازی که میتوانست به خوراک صنایع، سوخت نیروگاهها یا حتی پشتوانه توسعه میادین جدید تبدیل شود، در مشعلها میسوخت و همزمان آلودگی و هدررفت سرمایه را به همراه داشت. اکنون اما دادههای تازهای که از سوی شرکت ملی نفت ایران اعلام شده، نشان میدهد این مسئله از مرحله هشدارهای کلی عبور کرده و وارد فاز برنامهریزی اجرایی شده است. افزایش میزان جمعآوری گازهای مشعل از ابتدای دولت چهاردهم از حدود 7 میلیون مترمکعب در روز به بیش از 16 میلیون مترمکعب، تصویری از شتابگیری یک برنامه قدیمی اما حیاتی را ارائه میدهد. اهمیت این روند فقط در خاموش شدن مشعلها خلاصه نمیشود؛ در شرایط ناترازی انرژی، هر مترمکعب گاز بازیافتی میتواند به بهبود امنیت انرژی، کاهش فشار بر شبکه مصرف، کاهش آلایندگی و افزایش بهرهوری اقتصادی منجر شود. در همین چارچوب، شرکت ملی نفت ایران از یک مسیر دوگانه سخن میگوید: پروژههای سریعالاجرا برای اثرگذاری کوتاهمدت و طرحهای زیرساختی بزرگ برای مهار پایدار گازهای همراه در افق بلندمدت.
شتاب در جمعآوری گازهای همراه
به گفته رضا خیلائی، مدیر نظارت بر تولید نفت و گاز شرکت ملی نفت ایران، اکنون روزانه حدود 80 میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در کشور تولید میشود. بخشی از این گاز پس از فرآورش وارد شبکه مصرف میشود، اما همچنان بسته به سطح تولید نفت خام، روزانه 40 تا 50 میلیون مترمکعب آن در مشعلها میسوزد. این ارقام نشان میدهد که مسئله فلرینگ هنوز ابعاد بزرگی دارد، اما در عین حال ظرفیت قابل توجهی برای بازیافت نیز باقی مانده است.
مهمترین نکته در ارزیابی وضعیت فعلی، تغییر رویکرد از وعدههای کلی به برنامههای زمانبندیشده است. خیلائی اعلام کرده که پروژههای کوتاهمدت با افق 18 تا 30 ماه برای جمعآوری بخشی از گازهای همراه تعریف شدهاند؛ پروژههایی که قرار است در سریعترین زمان ممکن، بخشی از اتلاف فعلی را کاهش دهند. در کنار آن، طرحهای بزرگتر شامل احداث واحدهای فرآورشی و کارخانههای NGL با بازه زمانی 7 تا 10 سال نیز در دستور کار قرار گرفته است. این تفکیک نشان میدهد سیاستگذار نفتی تلاش دارد هم به نیاز فوری پاسخ دهد و هم زیرساختی پایدار برای آینده بسازد.
بر پایه اعلام رسمی، برخی پروژهها نیز به نتیجه رسیدهاند. طرحهایی مانند مارون 5، ایستگاه تقویت فشار گاز دهلران و اصلاح ایستگاه تزریق گاز هفتکل به بهرهبرداری رسیدهاند و مجموع این اقدامات تاکنون حدود 9 میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت جمعآوری گازهای مشعل افزوده است. این عدد، صرفاً یک آمار فنی نیست؛ بلکه نشانهای از تبدیل شدن یک ایده سیاستی به خروجی عملی است. در حوزهای که سالها به دلیل پیچیدگیهای فنی و مالی عقب افتاده بود، رسیدن به چنین ظرفیتی میتواند نقطه شروع یک مسیر جدید باشد.
با این حال، مسیر مهار فلرینگ همچنان ساده نیست. پراکندگی بیش از 90 نقطه مشعلسوزی در هفت استان، خود بهتنهایی مسئلهای پیچیده در سطح انتقال، جمعآوری و فرآورش ایجاد میکند. بخشی از گازها نیز ترش هستند و همین موضوع نیاز به تجهیزات شیرینسازی و فشارافزایی پیشرفته را افزایش میدهد. به بیان دیگر، جمعآوری گاز مشعل تنها بستن یک شیر یا خاموش کردن یک شعله نیست؛ بلکه نیازمند شبکهای از زیرساختها، ایستگاهها، خطوط انتقال و واحدهای فرآورش است که باید هماهنگ و پیوسته عمل کنند.
از نگاه اقتصادی، این طرحها میتوانند یکی از کمهزینهترین مسیرهای افزایش عرضه انرژی باشند. گازی که هماکنون سوزانده میشود، در صورت بازیافت میتواند در صنایع پتروشیمی، نیروگاهها و واحدهای صنعتی به کار گرفته شود و ارزش افزودهای چندمرحلهای ایجاد کند. این موضوع بهویژه در فصل سرد سال اهمیت بیشتری مییابد؛ زمانی که مصرف خانگی افزایش پیدا میکند و فشار بر شبکه گاز کشور بالا میرود. در چنین شرایطی، هر مترمکعب گاز بازگشتی از فلرها میتواند بخشی از ناترازی را جبران کند.
سرمایهگذاری، واگذاری و آینده مهار فلرها
یکی از محورهای اصلی پیشرفت این برنامه، نحوه تأمین سرمایه است. خیلائی برآورد کرده که اجرای کامل طرحهای جمعآوری گازهای همراه نیازمند حدود 6 میلیارد دلار سرمایهگذاری است. به گفته او، تاکنون 4 میلیارد و 500 میلیون دلار از این رقم از سوی بخش خصوصی تأمین شده است. این سهم بالای بخش خصوصی نشان میدهد که دولت و شرکت ملی نفت ایران بیشتر نقش سیاستگذار، تنظیمگر و تسهیلگر را بر عهده گرفتهاند تا سرمایهگذار مستقیم.
این رویکرد، از یک سو میتواند بار مالی دولت را کاهش دهد و از سوی دیگر، با ایجاد رقابت و مدلهای قراردادی جذابتر، سرعت اجرای پروژهها را افزایش دهد. بر همین اساس، قیمت پایه فروش گازهای مشعل متناسب با کیفیت گاز، ترکیبات قابل استحصال و شرایط هر میدان تعیین میشود. در برخی مناطق که هزینه انتقال و فرآورش بالاست، حتی قیمت پایه مزایده با اخذ مجوزهای قانونی به صفر رسیده تا انگیزه سرمایهگذاران برای ورود به پروژهها بیشتر شود. این سیاست، در واقع تلاشی برای متناسبسازی ریسک و بازده در پروژههایی است که ذاتاً پیچیدگی بالایی دارند.
طبق اعلام رسمی، تاکنون حدود 30 نقطه از بیش از 90 نقطه مشعلسوزی کشور به بخش خصوصی واگذار شده است و واگذاری سایر نقاط نیز در دستور کار قرار دارد. اگر این روند با سرعت ادامه یابد، امکان مهار بخش قابل توجهی از فلرها تا پایان دولت چهاردهم وجود خواهد داشت. البته موفقیت این برنامه فقط به واگذاری وابسته نیست؛ بلکه به تسریع فرآیندهای قراردادی، رفع گلوگاههای فنی، تأمین تجهیزات و استمرار حمایتهای اجرایی نیز نیاز دارد.
در کنار این سازوکارها، توسعه زیرساختهای فرآورشی نقش تعیینکنندهای دارد. بهرهبرداری از کارخانه NGL 3200 در سال 1402 و ورود NGL 3100 به مدار در سال جاری، نشان میدهد که پروژههای بزرگتر نیز در حال حرکتاند. این کارخانهها نهتنها ظرفیت جمعآوری گاز همراه را افزایش میدهند، بلکه به تثبیت یک زنجیره ارزش جدید در صنعت نفت کمک میکنند؛ زنجیرهای که از میدان آغاز میشود و تا پتروشیمی و برق ادامه پیدا میکند.
از منظر کلان، برنامه فعلی فقط یک پروژه محیطزیستی نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیت انرژی کشور به شمار میرود. خیلائی گفته است ظرفیت ایجادشده در قالب برنامههای بلندمدت به حدود یک میلیارد و 900 میلیون فوت مکعب در روز خواهد رسید؛ ظرفیتی نزدیک به تولید یک فاز پارس جنوبی. چنین ظرفیتی میتواند علاوه بر کاهش سوزاندن گازهای همراه، پشتوانه توسعه میدانهای جدید نفتی نیز باشد. از این زاویه، مهار فلرینگ یک پروژه صرفاً اصلاحی نیست، بلکه ابزاری برای خلق ظرفیت جدید تولید است.
نکته مهم دیگر، نظارت مستمر بر اجرای طرحهاست. قرار گرفتن موضوع جمعآوری گازهای مشعل در «رصدخانه ملی» و استقرار تجهیزات مانیتورینگ برخط، نشان میدهد که شرکت ملی نفت ایران قصد دارد پیشرفت پروژهها را بهصورت لحظهای دنبال کند. این امر میتواند مانع از کند شدن پروژهها در میانه راه شود و امکان تصمیمگیری سریعتر را فراهم کند.
چشمانداز کاهش فلرینگ در صنعت نفت ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است. رشد دوبرابری جمعآوری گازهای مشعل، تعریف پروژههای کوتاهمدت و بلندمدت، جذب سرمایه بخش خصوصی، بهرهبرداری از کارخانههای NGL و ایجاد سامانههای نظارت برخط، همگی نشان میدهند که این پرونده قدیمی وارد مرحلهای تازه شده است. با این حال، مسیر پیشرو همچنان نیازمند ثبات سیاستی، استمرار تأمین مالی، تسهیل مقررات و حل مسائل فنی در نقاط پراکنده مشعلسوزی است. اگر این مؤلفهها همزمان پیش بروند، خاموش شدن فلرها نهتنها به کاهش آلودگی و هدررفت سرمایه منجر میشود، بلکه میتواند به یکی از مهمترین منابع تقویت امنیت انرژی و افزایش ارزش افزوده در اقتصاد ایران تبدیل شود. در چنین حالتی، آنچه سالها نماد اتلاف بود، به منبعی برای تولید، اشتغال و بهرهوری بدل خواهد شد.