جامعه‌شناسانه اندیشیدن به چه کار می‌آید؟(6)
تخیل تاریخی اقتصادی

تخیل تاریخی

  بزرگنمايي:

فصل اقتصاد - اندیشیدن جامعه‌شناسانه به ما کمک می‌کند بفهمیم مسئله‌های شخصی ما مسئله‌های عمومی‌اند، مسئله‌های اجتماعی‌اند. دختری که ازدواج نکرده فکر می‌کند زشت است یا به قدر کافی زرنگ نبوده در حالی که ربطی به این‌ها ندارد؛ این‌ها بحران‌های اجتماعی‌اند.
نعمت‌الله فاضلی جامعه‌شناس/آینده نگر
یکی از قابلیت‌های بزرگ، قابلیت تفکر تاریخی یا «تخیل تاریخی» است. این شهر و این سرزمین از غنی‌ترین تجربه‌های تاریخی برخوردار است اما تاریخ آن عینیت پیدا نکرده، تجسم نشده، مستند نشده و به صورت تصور شهری در شهروندان و ساکنان این شهر آموزش داده نشده، انتقال نیافته و فهم‌پذیر نشده است. به همین دلیل ما از جاهای مختلف در شهر اراک گرد هم آمده‌ایم، اما هنوز نتوانسته‌ایم حداقل آنچه که به آن می‌گویند «شخصیت شهری» را پیدا کنیم. وقتی در جامعه ظرفیت‌های رسانه‌ای، آموزشی و فرهنگی صرفاً در خدمت گردآوری و عینیت‌بخشی و آرشیوسازی بخش خاص و محدودی از تاریخ و فرهنگ کشور باشند و شهروندان و گروه‌ها نتوانند تنوع‌ها و تکثرهای تاریخی و تجربه‌هایشان از دین‌ها، گویش‌ها، هنرها، موسیقی‌ها، سنت‌ها و عرف‌هایشان را در فضای عمومی جامعه و شهر ارائه کنند، در چنین شهر و کشور و سرزمینی اندیشه تاریخی و تخیل جمعی به مرور خاموش می‌شود. توسعه شهری نیازمند بسط حافظه‌های فرهنگی و حافظه‌های اجتماعی است. نمی‌شود حافظه‌های متکثر شهر را سرکوب کرد و انتظار توسعه شهری داشت.
برای توسعه شهر و شهرهای دیگر نیازی به توسعه کارخانجات جدید و عظیم نداریم؛ نیاز به مفاهیم محکمی داریم که به کمک آن بتوانیم معنای تاریخ و انسان و شهر را بفهمیم. به تکنولوژی نیازمندیم، اما آن تکنولوژی، تکنولوژی مفهومی است که علم انسانی به ما می‌دهد. اندیشیدن مهندسانه ما را از اندیشه‌ورزی مفهومی، نظری، تاریخی، اجتماعی و انسانی محروم یا بشدت محدود کرده است. نظام حکمرانی جامعه و ملتی که پذیرای چنین اندیشه و اندیشه‌ورزی نیست، محکوم به فقر و تباهی و فلاکت است. این‌که سال به سال تباه‌تر می‌شویم و به‌رغم گسترش رسانه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها و ساختمان‌ها و تکنولوژی‌ها، ناراضی‌تر، عصبی‌تر، خشن‌تر، افسرده‌تر و سرخورده‌تر، به این دلیل است که فقط پزشک و مهندس خواستیم، نه جامعه‌شناس، نه فیلسوف، نه جغرافیدان، نه زبان‌شناس، نه اقتصاددان، نه مورخ، نه انسان‌شناس، نه علوم تربیتی، نه دانش ارتباطات، و نه اندیشه جامعه‌شناسانه.
ما پدران و مادران نخواستیم بچه‌ها و نسل جوان آدم‌هایی شوند که به جامعه‌شان کمک کنند؛ خواستیم در خدمت بازار و پول و قدرت رسمی و بوروکراسی باشند. فکر کردیم اگر از زبان، ادبیات، هنر، اخلاق، تاریخ، سیاست، آزادی، عدالت، زیبایی، دموکراسی، خلاقیت، مدارا، گفت‏وگو، نقد، تعامل، یادگیری، مشارکت، جامعه مدنی، اندیشه و اندیشه‌ورزی سخن بگوییم و فرزندانمان را بیاموزیم که دانش انسانی و اندیشه جامعه‌شناسانه بیاموزند، از بازار و قدرت و پول و مسابقه قدرت عقب می‌مانند. «رقابتی خصمانه» را در مدارس، دانشگاه‌ها، نظام اداری و حکمرانی و سیاسی کشور گسترش دادیم و همه را به جان هم، به جان طبیعت، و به جان تاریخ و فرهنگ انداختیم. توجیه همگانی هم این بود که یادگیری فرهنگ و بینش جامعه‌شناسانه، «برای فاطی تنبان نمی‌شود». فکر کردیم این‌ها همه بافتن است؛ و فراموش کردیم این‌ها «یافتن‌های» بزرگ انسانی است که صدها و هزاران سال اندیشمندان تاریخ، از تاریخ خودمان از پیش از اسلام گرفته تا اکنون، از فردوسی‌ها و اندیشمندان قدیم و جدید تا به امروز، مفاهیم محکمی ساخته‌اند تا به ما یاد دهند چطور جامعه را ببینیم. دیدن قواعد زندگی اجتماعی به پیچیده‌ترین تلسکوپ‌های ذهنی نیاز دارد. اگر نفهمیم که در آن سوی کرات عالم چه اتفاقی دارد می‌افتد احتمالاً بلایی سرمان نمی‌آید ولی اگر نفهمیم که در جامعه، در واقعیت اجتماعی، در روابط میان انسان‌ها، در ذهنیت جمعی و اخلاق جمعی چه اتفاقی می‌افتد، زندگی‌ها تباه می‌شود؛ معنا از میان می‌رود؛ انسانیت می‌میرد؛ و خشونت همه‌جا را می‌گیرد. اگر علم اجتماعی و انسانی نباشد، جامعه و شهر و انسان نخواهد بود و اگر انسان نباشد گور پدر هر چیزی که هست و نیست.
به بحران‌هایمان نگاه کنیم. با وجود انبوه بیمارستان‌ها، داروخانه‌ها، ساختمان‌های پزشکان و نظام پزشکی و درمانی، چرا کرور کرور بیماریم؟ می‌دانید چرا؟ چون بیش از حد «درمان» را توسعه داده‌ایم و نه «بهداشت» را. علوم اجتماعی و انسانی، علوم بهداشتی‌اند؛ علوم پیشگیری‌اند؛ علومی که به ما کمک می‌کنند تا روح و روان و جان و پیوندهای اجتماعی آن قدر قوی باشند که مانع از بیماری‌ها و نیاز ما به طبیب بی‌مروت شوند.
شهر، مهم‌ترین شیوه زندگی در جهان مدرن است. نیاز داریم بدانیم شهر چیست. این علوم اجتماعی و انسانی‌اند که به ما می‌آموزند شهر چیست. اندیشه جامعه‌شناسانه می‌گوید به مجموعه ساختمان‌ها و خیابان‌ها و فناوری‌ها شهر نمی‌گویند. شهر می‌تواند کوچک، با ساختمان‌های یک‌طبقه و کوچه‌های تنگ و فناوری‌های ساده باشد، اما شهر باشد. شهر شکلی از آگاهی است؛ آگاهی که نظام مدیریت شهری آن می‌تواند و می‌داند «شهر انسانی» چه جور شهری است؛ چه مقتضیاتی دارد؛ و چرا و چگونه محیط زیست شهری را سالم نگه دارد؛ شهر را برای زنان و کودکان مناسب کند؛ فضاهای شهری در انحصار سودجویی و منافع گروه‌های خاص قرار ندارد؛ در سیما و طراحی شهر به جای تبلیغات ایدئولوژیک و بازاری، برای همه گروه‌ها، فرهنگ‌ها، دین‌ها، زبان‌ها، و متناسب نیاز همگان، فرصت بازنمایی و ابراز وجود دهد. ساختمان‌های شهر نشان‌دهنده شعور فضایی آن شهر است. شهر شکلی از دانش است. به شهر که نگاه کنید می‌فهمید دانش فلسفی، اخلاقی، مذهبی، اجتماعی، معماری و تاریخی نظام مدیریت شهری و مردمش چطور است. همه این‌ها در شهر تبلور پیدا می‌کند. اگر بخواهیم به شهرهای ایران در این چهل یا پنجاه ساله اخیر نمره بدهیم، در هیچ‏یک از دانش‌های انسانی نمره قبولی نمی‌گیرند.
زندگی اجتماعی مستلزم فرهیختگی است. فرهیختگی به قول کارل مان [1] یعنی «دگرخواهی». آگوست کنت [2] بنیان‌گذار جامعه‌شناسی، این دانش را مذهب دگرخواهی می‌دانست. علم اجتماعی، علم اخلاقی است؛ به معنای گسترش دگرخواهی. این علم به ما می‌گوید که برای زندگی کردن باید دیگری را دید؛ به رسمیت شناخت؛ به دیگری گوش داد؛ با دیگری سخن گفت. این دیگری می‌تواند زن، کودک، محیط زیست، همسایه، شهروند شهری دیگر، دینی دیگر، قومی دیگر، زبان و گویشی دیگر، فرهنگ و ملتی دیگر باشد. زندگی بدون فرهیختگی امکان ندارد؛ بدون دگرپذیری امکان‌ناپذیر است.
چهل سال است ما بحران دگرستیزی حاد پیدا کرده‌ایم. هم غرب را، هم زنان را، هم جوانان را و هم مذاهب را و هر شکلی از تفاوت فرهنگی و سیاسی را، دیگریِ سازش‌ناپذیر و غیر و بیگانه‌سازی کردیم و آن‌ها را با تیغ «آسیب‌شناسی» خوار و خفیف کردیم. جامعه‌شناسانه اندیشیدن و علم اجتماعی را هم تحقیر کردیم؛ علمی که می‌گوید برای تحقیق و رسیدن به دانایی، نیازمند گفت‏وگو و مصاحبه‌ایم؛ یعنی دانش در فرایند شنیدن و فهم صدای دیگری ممکن می‌شود. در علم اجتماعی و انسانی به دانشجویان می‌گوییم مصاحبه کن؛ با پرسشنامه یا حضوری؛ و ببین دیگران چه می‌گویند. دلیل بحران جامعه ما این است که حاضر نیستیم گفت‏وگو کنیم و بفهمیم. برای زندگی اجتماعی باید گفت‏وگو کرد. گفت‏وگو و سخن گفتن چه با دیگری و چه با خود، صلح و آرامش و دوستی می‌آورد. جامعه با سخن جامعه می‌شود. بیماری‌های روانی، خشونت‌ها، بی‌حوصلگی‌ها، شتابزدگی‌ها و تنش‌های ریز و درشتی که می‌بینیم ریشه در فقر فرهنگی دارد؛ یعنی فقر سخن، فقر گفت‏وگو، و فقر ارتباط. انسان‌ها از راه سخن و گفت و شنود در فضای جمعی فرصت دیدن و دیده‌شدن پیدا می‌کنند؛ اگر این فرصت از آن‌ها سلب یا محدود شود، عصبی و بیمار می‌شوند.
زندگی اجتماعی به اندیشیدن جامعه‌شناسانه نیاز دارد؛ چون به ما بینش و افق می‌دهد؛ تکنیک نیست؛ فرهنگ و فضیلت است. اندیشیدن جامعه‌شناسانه یعنی ارزیابی انتقادیِ هدف‌ها در زندگی، در نظام حکمرانی، در سازمان، و در جامعه؛ و این‌ها اقتضا می‌کند به جامعه در کلیتش و به جهت مسیری که می‌رویم نگاه کنیم. اگر جهت خطا است، افق و جهت را تنظیم کنیم. اندیشیدن جامعه‌شناسانه، علم افق‌گشایی است؛ علم تنظیم و تعیین هدف‌های زندگی اجتماعی است. اندیشیدن جامعه‌شناسانه می‌گوید در این جامعه پیچیده و سیاره‌ای، دیگر هیچ چیز کوچک و ساده نیست، حتی یک خانواده امروزی به اندازه جهان انسانی پیچیده است. مناسباتی که در کاخ سفید یا کرملین یا در هر جای جهان رخ می‌دهد در رسانه‌ها، بازارها، سیاست‌ها، ارتباطات، و نهایتاً در روابط والدین و بچه‌ها یا همسران تأثیر می‌گذارد. معنایش این است که دیگر خانواده دو و چند نفر نیست. ما امروز در این شهر و یا حتی ایران زندگی نمی‌کنیم؛ در جهان زندگی می‌کنیم.
اندیشیدن جامعه‌شناسانه به ما کمک می‌کند بفهمیم مسئله‌های شخصی ما مسئله‌های عمومی‌اند، مسئله‌های اجتماعی‌اند. دختری که ازدواج نکرده فکر می‌کند زشت است یا به قدر کافی زرنگ نبوده در حالی که ربطی به این‌ها ندارد؛ این‌ها بحران‌های اجتماعی‌اند. اگر به بحران بیکاری دچاریم از بی‌عرضگی و تنبلی نیست؛ اگر افسردگی رواج دارد از ژنتیک ما نیست. جامعه‌شناسانه اندیشیدن یعنی بفهمیم و باور کنیم این‌ها مسائل اجتماعی‌اند و راه‏حل‌های اجتماعی دارند. ریشه این بحران‌ها نظام حکمرانی، شکل‌های دانش و شیوه‌های اندیشیدن ما است.
[1] Karl Mannheim (1893-1947)
[2] Auguste Comte (1798-1857)


ارسال نظر شما

Protected by FormShield

اخبار خواندنی

ضرر 51 همتی ایران خودرو از تولید پژو پارس

ضرورت تمرکز بر نظام هوشمند تخصیص بودجه استانی/ منابع بودجه‌ای نباید از طریق سهم خواهی و قدرت چانه زنی توزیع شود

منابع پرداخت مطالبات گندمکاران هرچه سریع‌تر تخصیص داده شود/گندم تضمین کننده امنیت غذایی است

ویترین تسنیم شماره 691/ «مناظره اول؛ بدفرم، کم‌محتوا»

وصول 125 همت مالیات در 2 ماهه 1403

چرا ظریف نمودار رشد و درآمد نفت 1400 به بعد را سانسور کرد؟

وصول فقط 51 درصد منابع هدفمندی یارانه‌ها

عدالت و توسعه آن از شعارهای اساسی رییس جمهور شهید بود

کپی چینی اینستاگرام رونمایی شد

8 میلیون خانوار تحت پوشش فیبر نوری قرار گرفته‌اند

نقص فنی قطار تهران - مشهد برطرف شد

آسیب جدی ناترازی صادرات محصولات غیر نفتی به اقتصاد کشور/ دولت چهاردهم توسعه صادرات محصولات کشاورزی را دستور کار قرار دهد

تمدید ثبت‌نام در جشنواره تعاونی‌های برتر تا پایان خرداد

حضور وزیر نیرو در نشست وزیران انرژی کشورهای عضو سازمان همکاری‌ شانگهای

قول وزیر نفت برای پرداخت مطالبات گندمکار طی ده روز آینده

از منظر حکمرانی خوب، سامانه‌ها باید چگونه باشند؟

نبرد با اطلاعات نادرست چگونه محقق می‌شود؟

قیمت طلا، قیمت دلار، قیمت سکه و قیمت ارز 1403/03/30

پاسخ خاندوزی به اظهارات روز گذشته ظریف با نمودارهای جدید

روسیه در صادرات گاز به اروپا از آمریکا جلو زد

کارگران متقاضی بیمه بیکاری در مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی بخوانند

نخستین جلسه هیات عالی بانک مرکزی تشکیل شد

رشد اقتصادی در سال 1402 به 4.5 درصد رسید

دلار مبادله‌ای ثابت ماند/یورو رشد کرد

رشد عجیب تقاضای برق/ ثبت مصرف مرداد در روزهای پایانی خرداد

© - www.fasleqtesad.ir . All Rights Reserved.