غول پول
نسیم عباسی | کارشناس ارشد مدیریت رسانه
از چند ماه پیش که بازار ارز بعد از یک آرامش نسبی و البته در حال صعود از شیب نسبتاً ملایم افزایش قیمت، باز هم متلاطم شد و فضای کشور را تحت تأثیر خودش قرار داد، تحلیلهای متفاوتی در فضای رسانهای کشور منتشر گردیده است که هرکدام از منظری مسئله افزایش انفجاری قیمت دلار را بررسی کردهاند.
برخی ماجرا را صرفاً از زاویهی فرمولهای اقتصادی نگریسته و برخی نیز به دنبال کشف ریشههای روانی، فرهنگی و جامعهشناختی این فضای ملتهب بودهاند. در این میان برخی نیز بر طبق قائده مرسوم در کشور ما خیلی زود گوی را به میدان سیاست انداخته و با توسن تعصب بر رقیب دیرین تاختهاند. برخی نیز پا را از این فراتر گذاشته و عوامل خارجی مثل توطئههای اسرائیل و عربستان صعودی و عوامل آنان در داخل کشور را عامل تنش در قیمت دلار و طلا معرفی کردهاند.
صد البته که همه این عوامل میتوانند موجب به وجود آمدن چنین مسئلهای شده باشند؛ اما این مقصرهای همیشگی تنها با استفاده از شرایط زمینهایست که میتوانند به راحتی و با چنین سرعتی موجب افزایش چندبرابر قیمت دلار و طلا در کشور شوند.
مسئلهای که کمتر مورد توجه همه قرار گرفته است، شرایطی است که باعث میشود قیمت دلار، طلا، زمین، خانه، برنج، روغن، چای و هر چیز قابل خرید و فروش دیگری، در برههای کوتاه از زمان چنین انفجاری افزایش یافته و خیل عظیم خریداران و فروشندگان را به دنبال خود بکشاند.
واقعیت این است که همه ما بزرگترین مسئله را که جلوی چشممان ایستاده است و دارد با جسارت برایمان عرضاندام میکند را نادیده میگیریم و چون زورمان به آن نمیرسد، تلاش میکنیم که از لابلای شانهها و دستها و پاهای عظیمش، مقصرهای کوچکتری را بیابیم که غلبه بر آنها برایمان قابل باور باشد و یا حداقل بتوانیم با نشان دادن آنها تقصیر را از خود متوجه دیگران بکنیم. در واقع ما به این دلیل که توان حل کردن مسائل بزرگ را نداریم، میخواهیم آنها را نادیده گرفته و صرفاً برای مسائل کوچکی که عقلمان میرسد، راهحل پیشنهاد دهیم و نسخه میپیچیم.
حالا بیایید برای یک بار هم که شده مسئله اصلی را ببینیم.
برآوردها نشان میدهد که حدوداً 1500 هزار میلیارد تومان پول در دست مردم ایران است، که با احتساب سرانگشتی سود بانکی ماهیانهای که به آن تعلق میگیرد این مبلغ عظیم به شدت هم رو به افزایش است.
حتماً وجود این حجم عظیم از پول در کیف یا حساب مردم میبایست موجب افزایش رفاه اجتماعی و رونق اقتصادی شود. اما از آنجا که ما استاد تبدیل کردن فرصتها به تهدید هستیم، درست مثل انبوه جوانان کشور که بهترین نوع نیروی کار هستند، پولهایمان را هم تبدیل به تهدیدی کردهایم که از پسش بر نمیآییم.
این در حالیست که اگر دولت نقش سیاست گذاری خود را به درستی انجام دهد و از سر راه مردم کنار برود، قطعاً میتوان از همین چالش نقدینگی به عنوان بزرگترین فرصت برای نجات تولید و به حرکت درآوردن موتور اقتصاد کشور استفاده کرد و با مدیریت و سیاست های تشویقی این پولها را در فرایندهای تولیدی و بورس بکار گرفته گرفت.
واقعیت این است که علت واقعی افزایش دلار، طلا و هر مورد معامله دیگری در کشور ما فارغ از زمینههای فرهنگی، ضعفهای قانونگذاری، زمینههای سیاسی، دشمنان خارجی و هر عامل دیگری، سوء مدیریت در استفاده از نقدینگی و پولهای سرگردانی است که در حسابهای بانکی انبار شدهاند.
به هر حال تا زمانی که این مشکل زمینهای حل نشود و مسئولان کشور کار بزرگتر را انجام ندهند، غول پول هرز چندگاهی بیدار شده و به سراغ یکی از بازارهای کشور میرود تا آن را متلاطم کند.
و امروز اگرچه غول خانگی محبوبمان به دستور مقامات دولت موقتاً خاموش شده است و دیگر مثل چند روز گذشته نعره نمیکشد. اما همچنان زنده است و اندکی بعد خواهیم دید که از جای دیگری سر برآورده و باز هم ما را به هماوردی میطلبد.